-
اطلاعیه آغاز به کار مجدد سایت انجمن کارگری جمال چراغ ویسی
به اطلاع میرسانیم که سایت انجمن کارگری جمال چراغ ویسی مجددا آغاز به کار کرد. لذا از همه علاقمندان به مسائل کارگری دعوت میکنیم که ضمن معرفی سایت ما به دوستان و آشنایان خود، مطالب، دیدگاهها، اخبار و گزارشات مربوط به مسائل جنبش کارگری را برای ما ارسال کنند.
به اطلاع میرسانیم که سایت انجمن کارگری جمال چراغ ویسی مجددا آغاز به کار کرد. لذا از همه علاقمندان به مسائل کارگری دعوت میکنیم که ضمن معرفی سایت ما به دوستان و آشنایان خود، مطالب، دیدگاهها، اخبار و گزارشات مربوط به مسائل جنبش کارگری را برای ما ارسال کنند.
¤ پيام تبريك و همبستگى اتحاديه كارگران پست كانادا به سنديكاى كارگران شركت نيشكر هفت تپه
¤ افشین شمس فعال کارگری به یک سال زندان محکوم شد!!
¤ به زنان و مردان رزمنده بخش کشاورزی و تولید در شرکت نیشکر هفت تپه- محمود صالحی
¤ بحران: به کارگران و خانوادههایشان- محمود صالحی
¤ تبریک به کارگران هفت تپه، انتخابات سندیکای شرکت نیشکر هفت تپه با موفقیت برگزار شد
¤ انتخابات اساسنامه و اعضای هیئت مدیره سندیکای شرکت نیشکر هفت تپه
¤ کارگران و فعالان کارگری متشکل در فدراسيون جهانی حمل و نقل ! - محمود صالحی
¤ گزارشی از وضعیت نانواییها در اشنویه
¤ نامه وکلای سندیکا به معاونت قوه قضائیه در رابطه با نقض حقوق آقای اسالو
¤ پیام همبستگی سندیکای کارگران شرکت واحد به مناسبت هفته اقدام جهانی
¤ یادداشتهایی در مورد كتاب ”چه باید كرد“ لنین
¤ مصاحبه مجيد حميدي با خالد خالدي يکي از کارگران فرش غرببافت سنندج
¤ راهپیمایی کارگران فرش غرببافت همراه با خانوادههای خود در سنندج
¤ فراخوان کمک مالی: کارگران شرکت غرببافت سنندج
¤ تجمع اعتراضی کارگران کارخانه قند بردسیر بهمراه زن و فرزند
¤ احضار 12 تن از کارگران لاستیک البرز
¤ فايل صوتي مصاحبه بهزاد سهرابي با محمود صالحي رابطه با اعتراضات
اخير کارگران در سنندج و معضلات جنبش كارگري
¤ بلاتکلیفی کارگران شرکت پشتیبانی صنعت برق گیلان
¤ مواجهه شدن شرکت کشت و صنعت مهاباد با بحران جدی
¤ آخرین خبر از شرکت لاستیک البرز
¤ گزارش تکمیلی گلگشت شهر سنندج در حمایت از افشین شمس عضو کمیته هماهنگی همراه با تصاویر
¤ گزارش مراسم گلگشت درسنندج، بانه، بوکان، منطقه شمال و سقز در حمایت از افشین شمس قهفرخی فعال کارگری دستگیر شده و عضو کمیته هماهنگی همراه با تصاویر
¤ حکم ٧ سال زندان تعلیقی برای ٣ نفر از اعضای هیات مدیرۀ کانون صنفی معلمان تهران
¤ جانباختن یک کارگر دیگر در حین کار، بیمه کارگران ساختمانی و آمار بیکاری در اردبیل
¤ گزارشي از شرکت دامپروري سفيدرود رشت
¤ عسلويه، اردوگاه کار اجباري مدرن>> فردین نگهدار
¤ یک تجربه کارگری، ضروریات و موانع پیش رو
¤ یادداشتهایی در مورد كتاب ”چه باید كرد“ لنین (بخش چهارم)
¤ اعزام هیأتی از اعضای کمیته هماهنگی به کوره های آجر پزی( وایقان ) و دیدار با نمایندگان کارگران
¤ نشریه شماره 3 جنبش کارگری منتشر شد
¤ صفحه ويژه اعتراضات واعتصابات کارگران نساجي کردستان، غرببافت و پرريس
¤ حمایت سندیکای کارگران شرکت واحد از کامیونداران اهواز
¤ تشکل چیست و تشکل واقعی ما کارگران کدام است؟>> وفا قادری
پيام تبريك و همبستگى اتحاديه كارگران پست كانادا به
سنديكاى كارگران شركت نيشكر هفت تپه
٢٩ اكتبر ٢٠٠٨
به سنديكاى كارگران شركت نيشكر هفت تپه
بنمايندگى از ٥٦ هزار عضو اتحاديه كارگران پست كانادا، من اين پيام را مينويسم كه به شما بخاطر انتخابات موفقيت آميز هيئت مديره و ديگر نمايندگان سنديكا براى نخستين بار پس از بيش از دو دهه تبريك بگويم. ميخواهم از شما بخاطر تلاش شجاعانه در ايجاد يك تشكل مستقل كارگرى قدردانى كنم. ما حمايت و همبستگى خود را به شما اعلام ميكنيم.
ما اين پيام را همچنين براى دولت ايران ارسال ميكنيم و از دولت ميخواهيم كه حقوق كارگران مبنى بر حق تشكل، اجتماع و اعتصاب را محترم بدارد، و به آزار و اذيت فعالين كارگرى خاتمه دهد و از دخالت در امور و فعاليتهاى تشكلات مستقل كارگرى خوددارى نمايد.
در همبستگى،
دنيس ليميلين،
رئيس سراسرى
اتحاديه كارگران پست كانادا
افشین شمس فعال کارگری به یک سال زندان محکوم شد!!
امروز شنبه 11 آبان ماه 1387 حکم صادر شده توسط دادگاه به افشین شمس ابلاغ گردید.
قاضی پرونده، افشین شمس را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد. لازم به ذکر است که صدور حکم فوق در غیاب وکیل ایشان اقای محمد شریف به افشین شمس ابلاغ گردیده است.
افشین شمس، فعال کارگری و عضو فعال" کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" و عضو کانون کاریکاتوریست ها، به دلیل فعالیت های کارگری و دفاع از حقوق کارگران در محل کار خود در شهرستان الیگودرز در تاریخ سیزده هم تیر ماه 87 دستگیر و روانه زندان دستگرد اصفهان شد.
چند روز بعد منزل پدری وی در اصفهان مورد بازرسی قرار گرفته و کلیه دست نوشتهای وی که در رابطه با مسا ئل کار گری بود توسط ما مورین اداره اطلاعات اصفهان جمع آوری گردید.
وی نزذیک به 5 ماه است که دستگیر شده و با توجه به اعتراضات انجام گرفته در رابطه با ازادی بی فید و شرط و فوری وی امروزدر غیاب وکیل ایشان حکم صادره ابلاغ و افشین شمس یه یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
ما هر گونه دادگاهی کردن فعالین کارگری را به شدت محکوم کرده و خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط افشین شمس هستیم .
"کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری"
11 آبان ماه 87
رفقا و دوستان عزیزم، ای همهی کسانی که به هنگام زندانی بودن من، در کنار همرزمانم در ایران و به همراه خانوادهام برای آزادی من کوشیدید و کمک کردید تا این آزادی میسر شود. امروز که نظام سرمایهداری بحران عمیقش را بر همه ما تحمیل کرده من و همرزمانم در ایران در کنار شما هستیم، همزمان با شما رنج میبریم و مثل شما به فکر راه چاره هستیم.
ای زنان و مردان همطبقهایم در کشورهای مختلف جهان، ای میلیونها خانواده کارگری که خانههایتان توسط سرمایهداران ضبط شده است، ای صدها هزار کارگری که کارها و ممر معاشتان را از دستتان گرفتهاند و ای میلیونها نفری که در نگرانی مداوم بسر میبرید تا مبادا کار و سر پناهتان را از دست بدهید، من و همرزمانم در ایران به فکر شما هستیم و همچون شما به فکر راه چارهایم.
بحرانی از راه رسیده است که تا هم اکنون زندگی میلیونها کارگر و خانوادههای آنها را به هم ریخته و آرامششان را بهم زده است. سرمایهداران گوناگون، سیاستمدارانشان و رسانههایشان دلایل گوناگونی برای این بحران ارائه میدهند. دستهئی میگوید عامل اصلی غضب خدا بوده و به این ترتیب کل نظام سرمایهداری را از زیر ضرب خارج میکنند. اکثریتی میگویند بانکداران طماع و فاسد عامل این بدبختی و بحران هستند. اینها میخواهند گردی به جمال کل نظام سرمایهداری ننشیند. این اکثریت به انحا گوناگون دارند خاک به چشم ما کارگران میپاشند و همزمان از پول مالیاتهای خود ما صدها میلیارد دلار به جیب همین بانکداران میریزند و قرض هائی را که بارآوردهاند از طریق دولتی کردن موسسات مالیشان از جیب مردم و مالیاتشان پس میدهند. آنها همینکه آبها که از آسیاب افتاد همین موسسات را هم به همین دزدان و فاسدین برمیگردانند. آنها از رادیوها، تلویزیونها، سایتها، روزنامهها، مجلات و کتابها مدد میگیرند تا ما مردم را قانع کنند که خود بیکار و گرسنه و مالامال از تشویش بمانیم ولی اجازه دهیم تا آن صدها میلیارد دلار به جیب سرمایهداران ریخته شود تا دوباره راهی را بروند که به بحرانی عمیقتر ختم خواهد شد.
اما آنها میدانند که تمام این کوششهای وسیع، چند جانبه و مخرب، کارگران آگاه و مبارز را فریب نخواهد داد. آنها میدانند که این کارگران نفوذ کلام دارند و میتوانند کاسه کوزهشان را بر سرشان بریزند. پس برای قانع کردن این دسته از فعالین کارگری به کارل مارکس متوسل شدهاند. آنها هر روز دهها مقاله در روزنامههای کثیرالانتشار منتشر میکنند و توسط خبرگزاریها و از جمله رویتر برای رسانههای جمعی میفرستند و آنها نیز آنرا وسیعا پخش میکنند. آنها در ضمن میدانند که روی آوری به خواندن آثار مارکس به شدت بالا گرفته است و از هم اکنون میکوشند امکان درک درست از آثار این معلم پرولتاریا را سد کنند. آنها به مارکس منتسب میکنند که گویا خواستار دولتی کردن موسسات تولیدی، مالی و خدماتی و کمک دولت به سرمایهداران بوده است. زهی بیشرمی. مارکس خواستار دولتی کردن اقتصاد تحت لوای پرولتاریای متشکل شده به صورت دولت بوده است و نه دولتی کردن اقتصاد تحت سیطره و قدرت سرمایهداران.
عزیزان! اگر شما نیز مثل من و همرزمانم در ایران به فکر راه چارهاید باید به عنوان گام اول علل این بحران را به خوبی دریابید و راه غلبه بر مشکلات کنونی و راه دررفت نهائی را پیدا کنید. خواندن آثار مارکس از یک زاویه پرولتری و از زاویه ضدیت با سرمایه گام اول آنست. اینکه در هر کشوری برای رفع نیازهای عاجل کارگران بیکار شده و آنهائی که شغل، خانهها و پس اندازهایشان از طرف سرمایهداران ضبط شده من نمیتوانم چیزی بگویم. این کار فعالین کارگری در محل است که با توجه به امکانات موجود و به نیروی خود کارگران خواستهایشان را تحمیل کنند. آنچه من میتوانم در اینجا یادآوری بکنم اینست که بحران و مصائب ناشی از آن در ذات خود نظام سرمایهداری نهفته است. این نظام عامل بحران، بیکاری، جنگ، گرسنگی و سایر مصائب بشری است. برای رهائی از آن و گذاشتن یک بدیل بجای آن باید طبقهی ما خود را در شوراهای کارگری متشکل کند. این راه حلی است که طبقه جهانی ما در کمون پاریس و در جنگهای متعدد طبقاتی آنرا نشان داده و مارکس بزرگ آنرا تئوریزه کرده است. این راه حلی است که طبقهی جهانی ما در روسیه، اسپانیا، ایران و غیره برایش کوشیده و برایش قربانی داده است. ما باید در کنار یافتن راههای حل عاجل مشکلاتمان و تحقق آنها به این راه حل اساسی فکر کنیم و خود را برای پیاده کردنش آماده سازیم.
سقز- محمود صالحی
تاریخ: 7/8/87
به زنان و مردان رزمنده بخش کشاورزی و تولید در شرکت نیشکر هفت تپه
عزیزان کارگر، همطبقهئی های گرامیم!
در شرایط وجود یک بحران عظیم که نظام سرمایهداری بر مردم دنیا و مقدم بر همه بر طبقه جهانی ما تحمیل کرده شما تشکل طبقاتی خود را در روز چهارشنبه اول آبان 1387 ایجاد کردید. در میان خبرهای تلخی که هر روز از مصائب تحمیلی نظام سرمایهداری به همطبقهئیهای ما میرسد خبر تشکیل سندیکای شما چنان شیرین است که بخشی از آن تلخیها را از بین میبرد. به خاطر کار متهورانهئی که، علیرغم میل و تلاش نیروهای امنیتی، اداره کار، مدیریت کارخانه و حراست، به آن دست زدید شما شایسته بیشترین ستایشها هستید.
دوستان گرامی ، تشکیل سندیکا یا هر تشکل دیگر با نیروی خود کارگران خواست و مطالبه روزمره ماست . اما باید به چند نکته هم توجه کرد .
1- با تشکیل هر تشکل خودساخته کارگران، یک خار به چشمان همیشه حریص سرمایه داران میرود. در این رابطه سرمایه داران سکوت اختیار نمی کنند، بلکه هر روز به فکر آن هستند که چطور تشکلهای خود ساخته کارگران را به فساد بکشانند. این حکم نظام سرمایه داری است.
پس نتیجه می گیرم که تنها تشکیل تشکلها نمی تواند کارگران را به مطالباتشان برساند. جزء مبارزه بی وقفه ما کارگران و نمایندگان منتخب خود کارگران،این شما نمایندگان منتخب کارگران هستید که باید همیشه به فکر مطالبات کارگران باشید و گزارش عملکرد خود را به هر شکل که برایتان میسر است به سمع و نظر کارگران متشکل در سندیکای خود برسانید. آن وقت است که کارگران به شما نمایندگان خود اعتماد پیدا می کنند.
2- شما عزیزان منتخب، باید همیشه در بین کارگران باشید تا فاصله ای میان منتخبان و بدنه ایجاد نشود.
3- ما دهها سندیکا و تشکل کارگری داریم که در حال حاضر در کشور ما مشغول به فعالیت هستند. این تشکل ها بعضی وقت هم از طرف خود کارگران انتخاب می شوند، ولی چون گوش به فرمان دیگران هستند در کمتر از چند سال به یک تشکل پاسیو و بی عمل تبدیل می شوند.
دوستان گرامی :
این یک حقیقت آشکار است که وضع طبقه جهانی ما در حال حاضر اسفبار میباشد. گرانی، تورم بالا و بیکاری ناشی از تسلط مشتی سرمایهدار انگل سفت سبب شده تا تعداد گرسنگان در جهان از 848 میلیون نفر به 923 میلیون برسند. آیا مشکل است تصور کنیم که اکثریت عظیم این گرسنگان همطبقهئی ما و آفرینندگان ثروت و آسایش این دنیا هستند؟ رسانهها بطور مداوم خبر میدهند که از بد بدتر میرسد. گذشته از بیکاری صدها هزار کارگر در آمریکا و اروپا بیکاریهای دیگری نیز در راه است. سازمان بین المللی کار اعلام کرده که شغل 20 میلیون کارگر در خطر است. این رسانهها تلاش دارند ما را آماده کنند تا دست روی دست بگذاریم و اجازه دهیم هر بلائی که سرمایهداران و دولتهایشان میخواهند سر ما بیاورند. اما کارگر نمیتواند ساکت بشیند. سکوت ما و عدم اعتراض ما برای خود و خانوادههایمان به فاجعه منتهی خواهد شد. پس باید بجنبیم. آنجا که تشکل رفرمیستی هست باید علیه رفرمیسم و سازشکاریش مبارزه کرد و آنرا به سازمانی رزمنده و طبقاتی تبدیل کرد. آنجا هم که تشکلی نیست کارگران باید به اتکا به نیروی خود آنرا ایجاد و تحمیل کنند. این دقیقا کاری است که شما انجام دادید.
من این روزها که میخوانم، میشنوم و میبینم که هزاران کارگر در سنندج، تهران، گیلان و بقیه نقاط ایران در حال راهپیمائی و اعتصاب و اعتراضند تا حقوق معوقه و کار از دست رفته خود را پس بگیرند ضمن همدردی با آنها و تایید مبارزتشان به خودم میگویم باید تبلیغ پیرامون ایجاد تشکل خود ساخته طبقاتی را بیشتر کرد. وقتی میشنوم و میخوانم و میبینم که از زبان وزیر کار نقل شده است که طی شش ماه گذشته 250 هزار کارگر بخش کشاورزی به صف میلیونی بیکاران اضافه شدهاند بیش از گذشته معتقد میشوم که باید مصممانهتر در راه ایجاد تشکل و وحدت قدم برداشت. وقتی به سقوط قیمت نفت به زیر 70 دلار و به تداوم این سقوط مواجه میشوم میتوانم پیشاپیش ببینم که وضع ما کارگران در ایران و همه کشورهای نفت خیز بدتر خواهد شد. در چنین شرایطی بیشتر از گذشته به ضرورت ایجاد تشکلهای طبقاتی و رزمندهئی فکر میکنم که شما یک نمونهاش را ایجاد کردید. من امیدوارم که کارگران در مراکز کاری دیگر عمل مبارزاتی شما را سرمشق قرار دهند و تشکلهای مبارز و خود ساخته خود را ایجاد کنند.
زنده و پاینده باشید برای کارگران
سقز- محمود صالحی
تاریخ: 7/8/87
آقای راندال هاوارد
رییس فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل
از کارگران و فعالين کارگري "آی.تی.اف" به خاطر اعلام یک هفته همبستگی با کارگران ایران بسیار تشکر میکنم
طبقه کارگر جهان در سراسر دنیا با مصائب و مشکلات بیشماری علی الخصوص در طول این بحران بزرگ و گسترده اقتصادی مواجه شده اند که همه آنان به اتحاد و حمایت از همدیگر نیازمندند، با این حال ما کارگران ایران با مشکلات بیشتری مواجه شده چون از حقوق اساسی کارگری از قبیل آزادی تشکل محروم شدهایم. بنابراین همبستگی طبقاتي کارگران جهان با کارگران ایران اهمیت بسیاری برای ما دارد و من اميدوار هستم که اين حمایت و همبستگي طبقاتي ادامه داشته باشد.
ما کارگران ایران علی رغم محرومیتمان از حقوق اصلی کارگری در تلاش و مبارزه روزانه در راستای بهبود موقعیت کار و اجتماعی خود هستیم. هر چند در این مبارزه ما درحال رودرویی با سبعیت و پرداخت بهای سنگینی هستیم، اما ما به مبارزه خویش ادامه داده تا هنگامیکه به اهدافمان از جمله دستیابی به حق تشکل نائل می شویم. همبستگی و پشتیبانی کارگران جهان، ما را در این مبارزه و در جهت تحقق خواست و مطالباتمان یاری خواهد داد.
اجازه بدهید از این فرصت استفاده کرده و از فدراسيون و سایر کارگراني که برای آزادی من از زندان، کمپینهایی را سازمان دادهاند و همچنین از کوشش های بی نهایت با ارزش شما جهت رهائی منصور اسانلو، رئیس سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران، مراتب قدردانی و تشکرم را بعمل آورم.
ارادتمند
محمود صالحی
26 مهر 1387 -
18. Oct.2008
Mahmoud Salehi
Iran, City of Saghez
18. Oct.2008
Dear Randal Howard, The President of International Transport Workers’ Federation (ITF)
Thanks to you, Executive Board and IFT’s activists for announcing a week of solidarity with workers in Iran. International Working class all around the world are facing problems especially during this big and worldwide economic crisis and all of them need solidarity and support, but Iranian workers are facing more problems because we are deprived from basic workers’ rights such as freedom of association. So your solidarity with Iranian Workers has a lot of meaning for us and I am sure that you will continue with this solidarity and support.
We, the Iranian workers, despite our deprivation from workers’ basic rights are trying and struggling daily to improve our social and working situations. While in struggle we are facing brutality and paying big price. But we will continue our struggle until we will achieve our aims including the achievement the right of freedom of association. Your solidarity and support will help us in this struggle
Please let to use this opportunities to thank you and all those comrades that campaigned to release me from prison and I highly value your attempts to free Mansour Osanloo, the President of Tehran Bus Workers’ Union, from the Jail.
Yours sincerely
Mahmoud Salehi
دادگاهی افشین شمس !
طبق خبر رسیده افشین شمس عضو " کمیته هماهنگی برای کمک به ایجادتشکل های کارگری " و یکی از فعالین کارگری در ایران در مورخه 30 مهر ماه 87 در شهر اصفهان دادگاهی شد . این دادگاهی با حضور وکیل ایشان آقای محمد شریف بر گزار شد . آقای محمد شریف وکیل افشین شمس از قاضی پرونده خواستار شد که تا مشحص شدن و ضعیت نامبرده با قرار وثیقه از زندان آزاد شود اما قاضی پرونده با این تقاضا موافقت نکرد و اعلام داشته است که تا 15 روز دیگر وضعیت پرونده افشین شمس را مشخص و نتیجه اعلام خواهد شد .
"کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری"
2 آبان ماه 87
تبریک به کارگران هفت تپه
انتخابات سندیکای شرکت نیشکر هفت تپه با موفقیت برگزار شد
روز چهار شنبه 1 آبان 1387 اولین انتخابات سندیکای شرکت نیشکر هفت تپه ، با شرکت اکثریت مطلق کارگران از بخشهای کشاورزی و تولید با موفقیت برگزار شد .
دیروز فضای کارخانه نیشکر هفت تپه سراسر اشتیاق برای برگزاری این انتخابات پر شور بود .کارگران این واحد تولیدی بالاخره و پس از ماه ها مبارزات خستگی ناپذیر به رغم تهدیدات مکرر مدیریت و حراست کارخانه و همچنین تهدید و ارعاب نهاد های امنیتی که آنان را از تشکیل چنین تشکلی برحذر داشته بودند ، طعم شیرین تولد تشکل مستقل خویش را چشیدند.
ما اعضای کمیته هماهنگی این پیروزی بزرگ را به کارگران هفت تپه و فعالین جنبش کارگری تبریک گفته و آرزومند سرفرازی بیش از پیش جنبش کارگری در عرصه مبارزات کارگری هستیم .
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
2/8/87
صبح امروز با ورود کارگران در حالی که خود را برای شرکت در انتخابات آماده میکردند با بخشنامه مسئولین کارخانه که آنان را از شرکت در انتخابات منع میکرد و انتخابات را منوط به دستور و اجازه اداره کار میدانست مواجه شدند.
انتخابات در ساعت 8 صبح آغاز و تا ساعت 12 ادامه داشت. در کنار هر صندوق چهار ناظر از بخش کشاورزی و کارخانه حضور داشتند و پس از آن صندوقها به مکانی دیگر منتقل و توسط ناظرین شمارش شد.
لازم به ذکر است با وجود مدت کم برای رایگیری (حدود چهار ساعت) و موانع ایجاد شده و جو موجود در کارخانه بیش از هزار نفر از کارگران در این رایگیری شرکت کردند.
در طی مدت رایگیری نیروهای امنیتی حضور پر رنگی داشتند اما برخورد خاصی صورت نگرفت.
در این انتخابات اعضای هیئت مدیره به شرح ذیل انتخاب شدند:
1- فریدون نیکوفرد 919 رای 2- نجات دهلی 667 رای 3- علی نجاتی 578 رای 4- رحیم بسحاق 540 رای 5- جلیل احمدی 398 رای 6- علی شریفی 394 رای 7- رضا رخشان 352 رای 8- محمد حیدریمهر 302 رای 9- قربان علیپور 284 رای
با پیگیریها و تلاش کارگران انتخابات با نظم کامل و عادلانه برگذار شد.
گزارش تکمیلی و اسامی اعضای البدل به زودی اعلام خواهد شد.
هیئت موسس سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه
چهارشنبه یکم آبان ماه 1387
¤ مصاحبه مجيد حميدي با خالد خالدي يکي از کارگران فرش غرببافت سنندج
¤ راهپیمایی کارگران فرش غرببافت همراه با خانوادههای خود در سنندج
¤ فراخوان کمک مالی: کارگران شرکت غرببافت سنندج
¤ تجمع اعتراضی کارگران کارخانه قند بردسیر بهمراه زن و فرزند
¤ احضار 12 تن از کارگران لاستیک البرز
¤ فايل صوتي مصاحبه بهزاد سهرابي با محمود صالحي رابطه با اعتراضات
اخير کارگران در سنندج و معضلات جنبش كارگري
¤ بلاتکلیفی کارگران شرکت پشتیبانی صنعت برق گیلان
¤ مواجهه شدن شرکت کشت و صنعت مهاباد با بحران جدی
¤ آخرین خبر از شرکت لاستیک البرز
¤ گزارش تکمیلی گلگشت شهر سنندج در حمایت از افشین شمس عضو کمیته هماهنگی همراه با تصاویر
¤ گزارش مراسم گلگشت درسنندج، بانه، بوکان، منطقه شمال و سقز در حمایت از افشین شمس قهفرخی فعال کارگری دستگیر شده و عضو کمیته هماهنگی همراه با تصاویر
¤ حکم ٧ سال زندان تعلیقی برای ٣ نفر از اعضای هیات مدیرۀ کانون صنفی معلمان تهران
¤ جانباختن یک کارگر دیگر در حین کار، بیمه کارگران ساختمانی و آمار بیکاری در اردبیل
¤ گزارشي از شرکت دامپروري سفيدرود رشت
¤ عسلويه، اردوگاه کار اجباري مدرن>> فردین نگهدار
¤ یک تجربه کارگری، ضروریات و موانع پیش رو
¤ یادداشتهایی در مورد كتاب ”چه باید كرد“ لنین (بخش چهارم)
¤ اعزام هیأتی از اعضای کمیته هماهنگی به کوره های آجر پزی( وایقان ) و دیدار با نمایندگان کارگران
¤ نشریه شماره 3 جنبش کارگری منتشر شد
¤ صفحه ويژه اعتراضات واعتصابات کارگران نساجي کردستان، غرببافت و پرريس
¤ حمایت سندیکای کارگران شرکت واحد از کامیونداران اهواز
¤ تشکل چیست و تشکل واقعی ما کارگران کدام است؟>> وفا قادری
¤ سیاست کثیف>> محمد حسین، مهدی عابدینی
¤ کمیته هماهنگی بعد از مجمع سوم>> وریا شریفی
¤ عسلویه جهنم ما است وبهشت دیگران است
¤ کارگران ایران خودرو در آستانه بزرگترین اجتماع کارگران
¤ کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در اعتصاب اخير خود، به بخش مهمی از خواست هايشان خود دست یافتند
¤ فايل صوتي ترانه کارگران هفت تپه، هفت تپه
¤ مصاحبه بهزاد سهرابی با یدالله خدری یکی از نمایندگان کارگران نساجی کردستان
¤ اتحاد طبقاتي در گرو خواست طبقاتي است» عمر مینایی
¤ دادگاهی افشین شمس به تعویق افتاد
¤ فايل صوتي ترانه کارگران هفت تپه، هفت تپه
¤ فيلم کوتاهي از راهپيمايي کارگران در سنندج
¤ اعتراض کنگرۀ اتحادیه های کارگری انگلستان (TUC) به دولت جمهوری اسلامی ایران
¤ کمیته ی هماهنگی، یک تشکل ِ آزاد و مستقل است >> بهروز خباز
¤ گزارشی از ادامه اعتراضات کارگران نساجی کردستان و کارگران غرب بافت
¤ صدور احکام شلاق و زندانبرای دستگیر شدگان اول ماه مه سنندج
¤ تجمع کارگران نساجی کردستان در مقابل اداره کار سنندج
¤ اطلاعیه شماره 2 هیئت موسس سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه
هفته همبستگي با كارگران ايراني
سندیکاها و اتحادیه های کارگری دهها کشور جهان از روز دوشنبه، در هفته اقدام حمل و
نقل جاده ای، همبستگی خود را با کارگران ایران اعلام می کنند.
فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل، هدف از اعلام هفته اقدام حمل و نقل جاده ای را تلاش برای بهبود وضعیت کارگران شاغل در این بخش دانسته است. درعین حال، قرار است اعضای ۵۳ سندیکا و اتحادیه کارگری از ۴۱ کشور جهان در فاصله روزهای ۱۳ تا ۱۹ اکتبر برابر با ۲۲ تا ۲۸ مهر، همبستگی خود را با کارگران ایرانی اعلام کنند.
به نوشته «وب سایت فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل»، همبستگی با جنبش مستقل کارگری در ایران و به ویژه منصور اسانلو، رییس زندانی هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، درجریان برگزاری سمینار، راهپیمایی و تظاهرات اعضای سندیکاها و اتحادیه های کارگری عضو این فدراسیون ابراز خواهند شد.
قابل ذكر است آقای اسانلو در مرداد ماه سال گذشته در نزدیکی منزل خود در تهران توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. پس از سه روز ابراز بی اطلاعی مقام های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران از وضعیت این فعال کارگری، سرانجام اعلام شد که وی در زندان اوین نگهداری می شود. بر اساس گزارش ها، منصور اسانلو به اقدام علیه امنیت ملی متهم و در نتیجه به پنج سال زندان محکوم شده است. این حکم با اعتراض شدید این فعال کارگری، وکلای مدافع او، سازمان های حقوق بشری و اتحادیه های کارگری در داخل و خارج از ایران مواجه شده است. پس از انتقال وي به زندان اوين براي تحمل پنج سال حبس، نيروهاي امنيتي به قصد اعمال فشار مضاعف بر اين فعال كارگري وي را از زندان اوين به زندان رجايي شهر كه محل نگه داري اشرار و زندانيان خطرناك است منتقل كرند. در حال حاضر نيز وي در اين زندان در بدترين شرايط جسمي و بهداشتي قرار دارد.
مک اوراتا،دبیر بخش زمینی فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل، در مورد هفته اقدام حمل و نقل جاده ای گفته است که صدها هزار راننده و کارگر شاغل در این بخش در این هفته، ضمن اقدام برای بهبود وضعیت خود، علیه نقض حقوق کارگران ایران اعتراض خواهند کرد.
منبع: وبلاگ دانشجویان سوسیالسیت پلی تکنیک
لنین در سالهای آغازین قرن بیستم، عاجلترین وظیفه سوسیال دمكراتها را سازماندهی تبلیغات همه جانبه سیاسی تشخیص می دهد. و البته این را نه یك كار در خود، بلكه ابزاری برای یك هدف بزرگتر می بیند: رفع نیاز طبقه كارگر به آگاهی سیاسی و تربیت سیاسی و انجام وظایف سوسیال دمكراتیك در ارتباط با سازماندهی انقلاب اجتماعی.
مهمترین استدلالات چه باید كرد در ضدیت با خط اكونومیستی به شكلی كه امروز با آن مواجه هستیم در همین بخش از كتاب آمده است. لنین در اینجا نه فقط بار دیگر بر این واقعیت تاكید می گذارد كه آگاهی سیاسی طبقاتی كارگران را نمیتوان از درون یعنی از مبارزه اقتصادی آنان تكامل داد بلكه خاطر نشان می كند كه آگاهی سیاسی طبقاتی فقط در حیطه مناسبات همه طبقات و قشرها با دولت و حكومت، در حیطه مناسبات متقابل بین همه طبقات می تواند به دست آید. او می گوید كه برخلاف دید اكونومیستها، مساله فقط بردن آگاهی بین توده كارگران نیست. بلكه سوسیال دمكراتها باید بین همه طبقات اهالی بروند و واحدهای ارتش خود را در همه جهات بسازند. (این نكته خلاف همه تئوری ها و پراتیك به اصطلاح ضد پوپولیستی است كه برای دوره ای در جنبش چپ ایران باب بود و كماكان بسیاری از فعالین این جنبش متاثر از آن هستند.)
بین همه طبقات اهالی رفتن و ارتش خود را در همه جهات ساختن، از زمین تا آسمان با نگرش و عملكرد اكونومیستهای "واقع بین" شده جنبش ایران در سال های اخیر تفاوت دارد. اینان تحت فشار تحولات فهمیده اند كه باید به همه طبقات و جنبشهای اجتماعی بپردازند. ولی یكم این كار را با یك رویكرد رفرمیستی انجام می دهند. یعنی این ارتباطات اجتماعی و شعارهای عمومی را می خواهند در خدمت یك استراتژی رفرمیستی قرار دهند. ثانیا دورنما و چارچوب محدودی را برای منافع هر قشر و طبقه در نظر دارند (مثلا می توان به نحوه برخورد اینان به مساله زن نگاه كرد). ثالثا در تعیین متحدان و دور و نزدیك بر اساس یك دورنمای بورژوایی جلو می روند؛ یعنی به قشرهایی بیشتر می پردازند كه مدرنیسم بورژوایی را نمایندگی می كنند.
تصویری كه لنین از محدود نگری محافل سوسیال دمكرات در اواخر قرن نوزدهم ارائه می دهد انگار از روی بیماریهای رایج در جنبش ما نوشته شده است: محافلی كه فقط به موضوعات كارخانه یا همدستی حكومت با كارفرمایان و یا اختناق پلیسی در محیط های كارگری می پردازند. در میتینگ های كارگری خارج از این محدوده صحبت نمی شود یا به ندرت صحبت می شود. در زمینه تاریخ جنبش انقلابی و مسائل سیاست داخلی و خارجی حكومت، مسائل تكامل اقتصادی كشور و جهان، موضع طبقات گوناگون در جامعه مدرن و امثالهم خیلی كم سخنرانی و بحث می شود.
این محدودنگری نتایج معینی ببار می آورد. همانگونه كه در مورد جنبش سوسیال دمكراتیك روسیه به بار آورد و باعث عقب ماندن عناصر آگاه از جنبش خودبخودی شد. یا همین وضعیتی كه بعد از حداقل یك دهه فعالیت عناصر و محافل مبتلا به اكونومیسم در جنبش چپ ایران حاكم است. تفاوت بر سر اینست كه ما میخواهیم رهبر سیاسی انقلاب پرولتری و تریبون توده ها باشیم یا یك منشی اتحادیه صنفی. مقایسه لیبكنخت بزرگ با نایت تریدیونیونیست این تفاوت را آشكار می كند. نایت به تدوین مطالبات فوری پرولتاریا و ارائه ابزار برای تحقق آنها می پرداخت. ولی لیبكنخت علاوه بر اینها، ایده های درخشان و كامل را ترویج می كرد. نشریه اش را به ارگان اپوزیسیون انقلابی تبدیل كرده بود و وضع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی كشور را از دریچه منافع بخشهای مختلف اهالی افشا می كرد.
یك سوال: آیا كمونیستها به مساله ارتباط با قشرها و طبقات اجتماعی به عنوان یك ضرورت یا اجبار برخورد میكنند؟ آیا توجه به خواسته ها و منافع متحدان انقلاب را تحت فشار شرایط انجام می دهند؟ یعنی فرضا اگر فشار شرایط نباشد این منافع را در نظر نمیگیرند و جایی كه زورشان می رسد این منافع را از قشرها و طبقات غیر پرولتر سلب میكنند؟ ما در چه باید كرد با پاسخ این سوالات به شكل مستقیم روبرو نیستیم. ولی سرنخ هایی از این بحث را لنین در این اثر و بعدها به شكل عمیقتر در آثار دوران انقلاب 1905 و به ویژه بعد از انقلاب 1917 (خصوصا در بحث بر سر مساله دهقانی و رفرم ارضی) جلو می گذارد. در بین سوسیال دمكراتهای روس نهایتا دو برخورد به این سوالات وجود داشت. یكم برخوردی كه ریشه در نگرش اكونومیستی داشت و منافع طبقه كارگر را در حیطه محدود منافع كارگران در نظر می گرفت و این منافع را در مقابل منافع دهقانان یا خرده بورژوازی, سبك و سنگین می كرد. و بعد از انقلاب اكتبر هم به اسم "تابع كردن منافع بقیه به منافع پرولتاریا" سیاست اجبار و زور را در مقابل سایر قشرها و طبقات متحد پرولتاریا فرموله می كرد. حتی در مورد كارگران نیز با تزهایی مانند نظامی كردن سندیكاها یا دولتی كردن سندیكاها روبرو شدیم كه ادامه همان نگرش بود. دوم, برخورد لنین كه دورنمای كمونیسم جهانی را مد نظر داشت و همه چیز را با این هدف می سنجید و جهت می داد. این یعنی رهایی نوع بشر و نه فقط طبقه كارگر یا كارگران از مناسبات حاكم. وقتی كه اینگونه به مساله انقلاب اجتماعی نگاه كنیم، طبقه كارگر را ابزار حیاتی رسیدن به آن هدف می بینیم و نه خود هدف. با این نگرش است كه می توان به ضرورت تامین و تداوم اتحادهای پایه ای طبقاتی در سراسر دوران سوسیالیسم و اتخاذ سیاست های صحیح در این راستا جواب درست داد. با این نگرش است كه می توان به مناسبات استراتژیك پرداخت و به تاكتیكهای مقطعی در رفتار با قشرها و طبقات گوناگون بسنده نكرد. با این نگرش است كه میتوان از "استفاده ابزاری" از طبقات غیر كارگر و حتی توده كارگران فاصله گرفت. این بحث به معنی نفی ضرورت دیكتاتوری پرولتاریا كه مسلما عنصری از جبر را در سراسر دوران سوسیالیسم به همراه دارد نیست. بلكه بر سر مضمون و جهت گیری این پدیده است. حتی می شود گفت كه بحث بر سر مفهوم و دامنه و چارچوب همین جبر است. وقتی كه لنین در چه باید كرد می گوید "ما باید به مثابه تئوریسین، مروج، مبلغ و سازمانده بین همه طبقات اهالی برویم" باید با یك دید استراتژیك به مساله نگاه كنیم كه محدود به دوران قبل از كسب قدرت سیاسی نیست بلكه در سراسر دوران سوسیالیسم هم باید چنین كنیم. در اینجا بحث در چارچوب چگونگی درگیر كردن هر چه بیشتر و كیفیتا بالاتر توده ها در اداره امور جامعه و دولت بعد از پیروزی انقلاب نیست، بلكه بر سر رهبری یك فرایند به سوی یك هدف معین است كه برقراری چنین مناسباتی را بین عنصر آگاه با حركت همه طبقات اهالی می طلبد.
لنین در همین بخش از وظایف مختلف سوسیال دمكراتها در قبال كارگران و نمایندگان سایر طبقات اجتماعی صحبت میكند. او می گوید كارگرانی هستند كه می خواهند حرفهای یك سوسیال دمكرات را بشنوند. و كسانی دیگری كه می خواهند از دهان سوسیال دمكراتها حرفهای یك دمكرات را بشنوند. این اشاره ای است به دو رشته وظایف سوسیال دمكراتیك كه لنین در آثار بعدی خود به ویژه در مقطع انقلاب بورژوا دمكراتیك 1905 روسیه جلو گذاشت. كل بحثهای لنین در این بخش و تاكیدی كه بر توضیح وظایف عمومی دمكراتیك در برابر كل خلق می كند حاكی از اینست كه او هدف را متحول كردن جامعه قرار داده بود و نه رفرم در وضعیت یك طبقه خاص (طبقه كارگر). لنین می گوید كه ما در حین انجام این وظیفه حتی یك لحظه هم نباید اعتقادات سوسیالیستی خود را بپوشانیم یا فراموش كنیم. این گفته ها متعلق به دوره ای است كه لنین هنوز تجربه انقلاب 1905 و شكستش را نداشت. در واقع در جریان آن انقلاب و ده ساله بعد از شكست آن بود كه تزهای لنین در مورد ضرورت رهبری طبقه كارگر در انقلاب بورژوا دمكراتیك فرموله شد. و در انقلاب اكتبر خطوط اولیه اما مهمی از رابطه تحولات دمكراتیك با انقلاب سوسیالیستی خودنمایی كرد. به این بخش از بحثهای لنین باید از زاویه نگرش تكامل یافته كنونی باید نگاه كرد. یعنی در عمل مشكل بتوان با كسانی روبرو شد كه فقط بخواهند از دهان ما حرفها و شعارهای دمكراتیك را بشنوند. و ما هم مشكل بتوانیم فقط مسائل ناب دمكراتیك را مستقل از جهت گیری و جوانب سوسیالیستی به زبان آوریم. این به خصوصیت انقلاب و وظایف چند گانه آن در عصر امپریالیسم و محتوای هر انقلاب به مثابه بخش لاینفكی از پروسه انقلاب پرولتری جهانی برمی گردد. انجام تحولات دمكراتیك انقلابی در جوامعی كه كماكان انجام گسترده چنین تحولاتی را طلب می كنند, به ناگزیر با نطفه ها, جوانه ها و جنبه های سوسیالیستی از همان مرحله آغازین انقلاب عجین خواهد بود.
چه باید كرد تاكید دارد كه اگر سوسیال دمكرات ها فعالیت همه قشرها را رهبری نكنند نمی توانند پیشاهنگ انقلابی باشند. تربیت سوسیال دمكراتیك كارگران برای اینست كه به رهبران سیاسی جامعه تبدیل شوند و قادر به رهبری مبارزات قشرها و طبقات مختلف باشند. لنین می گوید برخلاف تصور اكونومیستها نمی توان با محدود كردن عرصه نفوذ (مثلا با زوم كردن به روی جنبش كارگری و مطالبات كارگران) این نفوذ را عمیقتر كرد. جالب است كه لنین در مورد ضرورت اعمال رهبری بر جنبشهای قشرهای مختلف اجتماعی از زنان حرفی نمی زند. آیا در آن مقطع هنوز جنبش زنان در روسیه به ظهور نرسیده بود؟ آیا به همین علت زنان عمدتا در چارچوب خانواده كارگری و یا زنان كارگر مد نظر قرار می گرفتند؟ شاید هم مساله به یك بی توجهی عمومی به مساله زن به طور كلی در جنبش سوسیال دمكراتیك آن روز اروپا برمی گشت و اینكه مقاومت و مبارزات زنان برای كسب برابری اجتماعی و سیاسی صرفا حركت زنان بورژوا قلمداد میشد. (یعنی در همان چارچوبی كه آن زمان بیشتر به چشم می آمد.) به هر حال در سالهای بعد نگرشهای مختلفی نسبت به این موضوع در صفوف سوسیال دمكراتهای روس بروز كرد. انقلاب اكتبر برخوردی پیشرو به مساله زن اتخاذ كرد ولی نگرش محدود و به اصطلاح كارگریستی نسبت به این مساله در صفوف كمونیستها باقی ماند كه تا امروز هم به شكل های مختلف ادامه دارد.
لنین در بحث از سازماندهی افشاگری سراسری از این صحبت می كند كه به هنگام تبلیغ، هر مساله را با روح پیگیر سوسیال دمكرات پاسخ می دهیم بدون باج دهی به هیچ انحراف عامدانه یا ناعامدانه از ماركسیسم. مهم درك این نكته است كه افشاگری ها را حزبی رهبری می كند كه هر حمله بر حكومت را به نام كل مردم پیش می برد. تربیت انقلابی پرولتاریا را به پیش می برد. استقلال سیاسی اش را حفظ می كند. مبارزه اقتصادی طبقه كارگر را رهبری می كند. و از هر درگیری خودبخودی كارگران با استثمارگران برای آوردن شمار بیشتری از پرولتاریا به اردوی ما استفاده می كند. نكته اینجاست كه این كارها در تضاد با هم نیستند بلكه ضروری و مكمل یكدیگرند.
اكونومیستها در مقابل درك و طرح لنین از این صحبت می كردند كه او به ایدئولوژی پر بها می دهد. و برای اینكه فورا حزب را به مبارزه با استبداد مطلقه بكشاند به استدلال تئوریك روی آورده است. یعنی به جای اینكه منتظر شود تا پیشرفت مبارزه طبقه كارگر، خود شرایط عینی را برای مطرح شدن موضوع قدرت سیاسی فراهم كند، پیشاپیش بر مبنای ضرورتی كه در ذهن به آن رسیده، وظایف حزب را معین كرده است. این یك اختلاف نظر پایه ای با اكونومیستها است كه در سالهای بعد از انقلاب اكتبر نیز علیه خط لنین بیان شد. و هم اینك نیز در جمعبندی از انقلاب اكتبر و نظرات لنین از جانب جریانات گوناگون ابراز می شود. در این بحث، واقعیتی نهفته است. واقعیتی به نفع دیدگاه لنینیستی و نه برخلاف آن. ایدئولوژی, نقش فعال در تغییر عینیت دارد. این به درك از رابطه دیالكتیكی عین و ذهن برمیگردد. ذهن از عین سرچشمه می گیرد ولی یك عامل منفعل و حاشیه ای نیست. بلكه به مثابه یك پدیده مادی بر عینیت موجود تاثیر می گذارد و آن را تغییر می دهد. انقلاب اجتماعی صحنه این تاثیر گذاری متقابل است. جهانبینی، تئوری و روش كار كه در یك مجموعه، ایدئولوژی را می سازند عنصر آگاه (حزب) را به تشخیص و ارزیابی تضادها و مناسبات و راه دگرگونی آنها رهنمون می كنند. در این میان تئوری (نظرات و راهكار های مدون) نقش پویا و فعالی در پیشبرد و تكامل ایدئولوژی بازی می كنند. وقتی كه لنین می گوید بدون تئوری انقلابی، جنبش انقلابی نمی تواند وجود داشته باشد بر تاثیر تعیین كننده عنصر ذهنی در جهت دادن به جنبشهای اجتماعی و طبقاتی، فرایندهای عینی و دگرگونی شرایط موجود تاكید دارد. نكته اینجاست كه اكونومیستها چه بدانند چه ندانند خود ایدئولوژی و تئوری های معینی را راهنمای عمل خود قرار داده اند. اشكال آنان این نیست كه وظایفشان را مستقل از هرگونه ایدئولوژی و تئوری انجام می دهند. مشكل در مضمون طبقاتی این ایدئولوژی است: ایدئولوژی بورژوایی. حرفهای مدونی كه آنان علیه خط چه باید كردی می زنند در واقع تئوری های بورژوایی آنان است. آنان هم با استدلال تئوریك، دامنه وظایف حزب را به دنباله روی از جنبش خودبخودی محدود می كنند كه نتیجه ای جز حفظ وضع موجود ندارد. ادامه دارد......
فردا از آن طبقه ی کارگراست
جمعی از فعالین کارگری (jafk)
مهر87
Jafk.blogfa.com : وبلاگ
گزارشی از وضعیت نانواییها در اشنویه
نظام سرمایه داری جمع اضداد است یعنی همهی تضادها و شکافهای موجود درجامعه را یکجا در بطن خود پرورش می دهد و این رشد سرطانی روز به روز شکاف موجود را عمیقتر میکند، به این ترتیب که قشر بالادست که درصد اندکی از جامعه را فرا گرفتهاند هرروز بالاتر میروند و همه امکانات زندگی به راحتی در اختیار آنان قرار میگیرد. برعکس قشر محروم و پایین دست جامعه که اکثریت اجتماع را تشکیل میدهند هر روز محروم تر از دیروز میشوند تا جایی که دارند از نان خوردن عادی هم میافتند.
در شهر 50هزار نفری اشنویه حدودا 50 واحد نانوایی وجود دارد که در هر واحد 4 الی 5 نفر کار میکنند، در این میان شاطر روزی 8 هزار تومان و بقیه 5 هزار تومان حقوق میگیرند و باید با این زندگی بسازند در حالیکه دست مزد 400 هزارتومان زیر خط فقر معرفی شده است. این کارگران که با پخت نان، اولین اولویت خوراکی جامعه را تامین میکنند اما به دلیل دستمزد پایین، زندگی را به سختی میگذرانند و برای زنده ماندن باید بعد از اتمام کار در نانوایی، بلافاصله سراغ کارهای دیگری از جمله دست فروشی در خیابان و غیره بروند. حالا دیگر کارفرما برای انباشت هر چه بیشتر سود، به اندازه زنده ماندن هم به کارگران حقوق نمیدهد.
از ساعت 3 نصف شب به بعد، جلوی هر نانواییخانه مملو از تجمع مردمی هست که برای گرفتن نان صف کشيدهاند. قشر محروم جامعه و از جمله خانوادههای کارگري که نان خشک خوراک اصلی آنهاست مجبور هستند که از استراحت شبانه خود بگذرند تا شاید نان خشک برای زنده ماندن فردایشان را گیر بیاورند و صبح زود بتوانند به سر کارهایشان بروند تا از دستمزد حاصله سایر نیازهای زندگی خود را تامین کنند و دوباره تکرارمکررات. این قشر محروم چند ساعتی بیشتر نمی توانند استراحت کنند زمانی که سر کار هستند باید به سختی کار کنند و شبها نیز برای گرفتن نان خشک مجبور هستند از استراحت شبانه خود بگذرند.
تازه این درحالیست که اگر نان گیرشان بیاید که اکثر مواقع عکس این اتفاق می افتد و باید نان را از بازار قرصی 80 تومان تهیه کنند.
هر نانوایی روزانه 11 لنگه آرد 40 کیلویی سهمیه دارد که نصف آن را صاحبان نانواییها با همدستی مامور شورای آرد و نان مخفیانه به فروش می رسانند و نصف دیگر را پخت می کنند در این حالت نیز چانههای خمیر را چنان کوچک میکنند که نان بیشتر از یک وجب نمی شود تازه حدودا نیمی از آن را می دزدند و به دست فروشها می فروشند. بلاخره مردمی که ساعتها در صفهای طولانی ایستادهاند باید همین نصفه نان ها را با چند برابر قیمت بخرند.
آری این مردم ایستاده مردهاند و نظام سرمایه داری با زرق وبرق و تجملات و تبلیغات دروغینش چیزی جز بدبختی برای انسانها ندارد و این سیستم وارونه دیگر نمیتواند جوابگوی نیازهای بشر باشد و روز به روز این دور باطل، زندگی را به کام انسانها تلختر خواهد کرد.
به امید رهایی همه ی انسانها از زیر یوغ سرمایه و از بین رفتن استثمار انسان به دست انسان.
گزارش ارسالي به: کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کاری
21 مهر ماه 1387
مصاحبه مجید حمیدی با خالد خالدی یکی از کارگران فرش غرب بافت سنندج
حمیدی- با عرض سلام به شما دوست عزیز و با تشکر از اینکه به من اجازه دادید تا در رابطه با اعتراضات کارگران فرش غرب بافت گفت و گوئی با شما داشته باشم. قبل از هر چیز از شما میخواهم خودتان را معرفی نمائید و بگوئید چند سال است که در شرکت فرش غرب بافت مشغول به کار هستید و آیا این شرکت خصوصی میباشد یا دولتی؟
خالدی- من هم به نوبه خود از شما تشکر میکنم. من خالد خالدی هستم که به طور رسمی از سن 15 سالگی وارد بازار کار شدهام و در شغل های مختلفی از جمله کار ساختمانی مشغول به کار بوده ام و بعدا برای اینکه درامد مناسبتری داشته باشم به مراکز تولیدی روی آورده که در این رابطه درمراکز تولیدی لباس شروع به کار کردم و بعد از چند سال کار کردن من را اخراج کردند. از سال 1374 یعنی نزدیک به 14 سال در کارخانههای فرش بافی کار کرده ام. من قبلا در فرش ستاره باختر مشغول به کار بودم که در آنجا به بهانه تغییر ساختار، ما را اخراج کردند و از سال 1379 در کارخانه فرش غرب بافت به طور رسمی مشغول به کار شده و حدودا 9 سال است که کارگر فرش غرب بافت میباشم و ضمنا این شرکت کاملا خصوصی میباشد.
حمیدی – در این مدت که شما در غرب بافت مشغول به کار بودهاید در رابطه با مطالبات خود اعتراضاتی داشته اید، لطفا در این رابطه توضیح دهید.
خالدی – ما کارگران غرب بافت نسبت به عدم شرایط ایمنی و ندادن وسائل ایمنی از جمله گوشی، ماسک، لباس کار مناسب، کفشهای مخصوص در سالن تولید و غیره همیشه در شرکت بر سر این مسائل درگیرمیشدیم و همچنین در مورد اضافه کاری اجباری، کسر حقوقها و این قبیل مسائل کارگری همیشه بگو مگو وجود داشته اما هیچ وقت به اعتراض جدی منجر نشده بود.
حمیدی – اعتراضات اخیر شما از چه تاریخی شروع و در چه رابطه ای این اعتراضات صورت گرفت و خواست و مطالبات شما چیست؟
خالدی – اعتراضات ما از مورخه 16 تیر 87 شروع شده و این اعتراض ما در رابطه با بستن کارخانه آغاز شد که کارفرما اعلام کرد کارخانه را تعطیل خواهد کرد. در این رابطه ما در دفاع از حق و حقوق خود دست به اعتراض زده و خواست مشخص ما بازگشت به کار بوده است.
حمیدی – برای دفاع از مطالبات خود تا کنون به کدام مراکز مراجعه کرده اید ؟ و شکل اعتراض شما چگونه بوده است؟
خالدی – ما برای دفاع از مطالباتمان به اکثر نهادهای مربوطه منجمله، اداره کار، استانداری کردستان، حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، اداره بازرسی کل کشور و حتی به نماینده شهر سنندج در مجلس شورای اسلامی هم مراجعه نمودهایم. ما جلساتی با مسئولین اداره کار و استانداری کردستان از جمله آقای نادر محمدی یکی از مسئولین اداره کار و با خویش رئیس شورای حل اختلاف اداره کار و اقبال پور نماینده استانداری داشته ایم، اما متاسفانه با توجه به اینکه رای هیات تشیص، ابقاء به کار کارگران بود اما در شورای حل اختلاف به صدور این رای اصلا توجهی نکردند و در چندین جلسه حضوری و غیر حضوری به نفع کارفرما حرف زده شد و عملا از کارفرما دفاع نموده و بدون هیچ دلیل موجهی حکم اخراج کارگران رسمی این شرکت را صادر کردند. باید متذکر شوم در جلسه روز اول که جلسه هیئت شورای حل اختلاف بود، آقای ایوبی در آن شرکت نکرده بود و آنان جلسه را به آن خاطر که ایوبی کارفرمای غرب بافت در آن حضور نداشت را به تعویق انداختند و قرار شد که جلسه بعدی، بعد از 15 روز دیگر دوباره تشکیل شود و این فرصتی بود تا آقای ایوبی بتواند مدارک لازم را که کلا جعلی میباشد را بر علیه ما آماده کند و در جلسه تحویل دهد و نهایتا شورای حل اختلاف به استناد مدارک جعلی کارفرما، رای اخراج ما را صادر نمود.
ما برای پیگری مطالبات خود، در مقابل اداره کار و استانداری کردستان چندین بار دست به تجمع زدهایم.
حمیدی – آیا اداره کار و یا استانداری و دیگر مراکز دولتی به خواست های شما رسیدگی کرده یا بهتر بگویم در رابطه با معضل شما کاری انجام داده اند؟
خالدی – خیر تا کنون هیچ کاری برای ما انجام نداده اند.
حمیدی - به نظر شما چرا همیشه با وجود اینکه حق و حقوق کارگران ضایع میشود، اما در بدست آوردن خواست های خود موفق نیستیم و اکثر مواقع کارگران به خواستهای خود نمیرسند ؟
خالدی – به دلیل نا آگاهی کارگران در مورد عدم شناخت حق و حقوق خود. به دلیل حمایت اداره کار و ارگانهای ذی ربط از صاحبان کارخانه و سرمایهداران. به دلیل بی اطلاعی در مورد ایجاد تشکلهای کارگری، چه در زمان کار و چه در زمان بی کاری.
حمیدی – نظر شما در رابطه با تشکل های کارگری چیست ؟
خالدی – به نظر من اگر تمام کارگران کارخانهها و سایر مشاغل کارگری در زمان کار با اطلاع رسانیهای درست خود، با تشکل آشنا شوند و بتوانند در زمان مخصوص تشکلات کارگری را در میان خود به وجود آورند، این آغاز راهی خواهد شد که کارگران به مسائل حقوقی خود آشنا شده و در آن زمان کارگران با داشتن تشکل می توانند در مقابل اخراج و یا فشار کارفرما ایستادگی و از حقوق خود دفاع نمایند. ما باید بتوانیم بحث تشکل و ضرورت ایجاد تشکل کارگری را برای همه کارگران توضبخ دهیم تا کارگران بتوانند تشکل خود را ایجاد کرده و از مطالبات کارگری خود دفاع نمایند. تنها با داشتن تشکل واقعی کارگران است که ما میتوانیم با هبستگی و اتحاد از منافع مشترک خود دفاع کنیم.
حمیدی – راه کار شما برای برون رفت از شرایط موجود چیست و برای اینکه کارگران در اعتراضات خود موفق شوند باید چگونه عمل کنند؟
خالدی – به طور خلاصه تنها راه واقعی، ایجاد تشکل های کارگری و مبارزه دائمی درراه رسیدن به مطالبات خود؛ این تنها چاره ما کارگران است. ایجاد تشکل های کارگری.!
حمیدی – گویا مجمع عمومی مشترکی با حضور کارگران چند کارخانه در سنندج برگزار شده است که شما هم در این مجمع شرکت داشتهاید لطفا در این رابطه توضیح دهید.
خالدی – اولا مجمع عمومی تعریف خاص خود را دارد و تعریف ساده آن این است که، اکثریت کارگران یک مرکز و واحد کارگری در آن شرکت داشته باشند اگر این را قبول کنیم که با حضور اکثریت کارگران میتوان گفت که مجمع عمومی بر گزار میشود، باید گفت که ما مجمع عمومی به آن معنای واقعی نداشته ایم. ماچند نفر از نمایندگان چند کار خانه بودیم و دور هم جمع شده تا برای وضعیت خود و چگونگی گرفتن حق و حقوق خود حرف بزنیم که در آن جلسه یک برگه که نام نمایندهها چند شرکت در آن نوشته شده بود به ما دادند و ما آن را امضاه کردیم. این چیزی است که ما از آن اطلاع داریم و فکر نکنم این معنی مجمع عمومی داشته باشد چون مجمع عمومی بدون حضور اکثریت کارگران بی معنی میباشد.
حمیدی - با تشکر از حضور شما در این مصاحبه، امیدوارم با اتحاد وهمبستگی کارگری در این مبارزه طبقاتی پیروز باشید.
خالدی – من هم از شما تشکر کرده و امیدوارم که ما کارگران بتوانیم تشکلهای واقعی که حامی منافع کارگران باشد را ایجاد کنیم.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
17 مهر 1387
راهپیمایی کارگران فرش غرببافت همراه با خانوادههای خود در سنندج
امروز شنبه مورخه 20 مهر ماه 87 ساعت 15/9 صبح، کارگران فرش غرب بافت سنندج همراه با همسران و فرزندان خود از چهار راه ادب – شریف آباد تا جلو اداره کار سنندج دست به راهپیمائی زدند. در این راهپیمایی همسران و فرزندان کارگران، با در دست داشتن نوشتههای از جمله؛ "ابقاء به کار"، "کار جز لاینفک زتدگی است"، "ما حکم صادره هیات حل اختلاف را محکوم میکنیم"، "استمرار کار حق ماست"، "زندگی انسانی حق ماست"، "ما حق زندگی داریم" و... به طرف اداره کار حرکت کردند. سپس کارگران پرریس سنندج به حاضرین پیوسته و تا ساعت 11 کارگران فرش غرب بافت و پرربس سنندج در مقابل آن اداره دست به تجمع زدند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ( منطقه غرب)
20 مهر ماه 87
سلام دمکرات
17 مهر 1387, بوسيله ى دیاکو
در سايت ببينيد : سلام دمکرات
طبق خبرهای رسیده ، براي ١٢نفر ازفعالين كارگري به علت شكايت كارفرمااحضاريه آمده است.
اسامي افرادبه شرح ذيل است ولي الله صالحي-هوشنگ رحيم زاده-رحيم هاشم زاده-عزت الله برخورداري هرچهارنفر ازاعضاي شوراهستند وهشت نفر ازنمايندگان واحدها-اصغر احمدي-شريفيان
بلاتکلیفی کارگران شرکت پشتیبانی صنعت برق گیلان
تعداد ۱۲۳ نفر از کارگران شرکت پشتیبانی صنعت برق گیلان، مدت ۸ ماه است که حقوق و مزایایی دریافت نکردهاند. این در حالی است که آنان در ماههای اخیر چندین بار با تحصن و نصب پلاکاردهایی در جلوی شرکت، خواهان پرداخت حقوق معوقه خود شدهاند. علیرغم وعدههایی که برخی از مسئولین در پیگیری خواستههای آنان دادند، اما تاکنون هیچ اقدامی از سوی مدیریت شرکت و مسئولین مربوطه صورت نگرفته است.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری- منطقه شمال
08 Oct. 2008 ۱۳۸۷/۷/۱۷-
گزارش تکمیلی گلگشت شهر سنندج در حمایت از افشین شمس عضو کمیته هماهنگی
مراسم گلگشت آزادی افشین شمس در تاریخ 12/7/87 با حضور تعدادی از کارگران و فعالین کارگری شهرهای سنندج، کامیاران، کرمانشاه و پاوه برگزار شد. پس از خیرمقدم حاضرین به پاسداشت یاد تمام کسانی که در راه آزادی طبقه ی کارگر جان باختند قیام کرده و یک دقیقه سکوت کردند. سکوت حاضرین با سردادن سرود شکسته شد. بررسی وضعیت حال حاضر افشین شمس قهفرخی فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی سرآغازی بود برای واشکافی و ریشه یابی موقعیت طبقه ی کارگر در ایران و جهان، وضعیت فعالین کارگری، به بحث کشیدن رویکردهای عملی، برشمردن سد و موانع موجود در راه خیزش کارگران و فعالیتهای فعالین، تاکید بر اتحاد و انسجام همه جانبه ی کارگران، استفاده از تجارب جنبش کارگری برای انتخاب مکانیسمهای رادیکال و تاکید بر منافع طبقاتی.
سپس وفا قادری عضو کمیته هماهنگی با خوشآمد گویی به حاضرین سخنان خود را آغاز کرده و به تفصیل در مورد معضلاتی که فعالین کارگری با آن دست به گریبان هستند سخن گفت و اظهار داشت که با وجود موانع و تهدیدهای اعمالی از طرف سیستم سرمایه داری در نهایت این خود کارگران هستند که با تکیه بر نیرو و توان خویش می توانند به تقابل با آن پرداخته و نویدگر فرداهایی بهتر برای انسانها باشند و این میسر نخواهد بود مگر با فعالیتهای پیوسته و ارتباط گیرهای مداوم و مقاومت هرچه بیشتر کارگران. پس از آن یکی از کارگران شرکت نساجی شهر سنندج به بیان تجربیات و شرایط عینی زندگی و کاری خود پرداخت و اعلام کرد که کارگران باید از زندگی روزمره ی خود درس گرفته و همدوش سایر کارگران در برابر خواستهای ضد انسانی کارفرمایان قد علم کنند وی با خواندن شعری به نام همبستگی به سخنان خود پایان داد. در ادامه ی مراسم مجید حمیدی عضو کمیته هماهنگی نیز ضمن محکوم کردن دستگیری افشین شمس قهفرخی اعمال فشارهای آشکار و پنهان سیستم سرمایه داری را ناشی از هراس آن سیستم دانسته و اختصاص هزینه های گزاف و استفاده از ابزارهای آشکار و پنهان و اعمال خشونت علیه فعالین کارگری را به چالش کشید و بر خودآگاهی روز افزون کارگران تاکید و ادامه ی مبارزه را تنها در مقابله با استثمار کارگران دانست. مجید حمیدی در ادامه ی حرفهای خود با گرامیداشت یاد سعید سلطانپور و فعالیتهای ادبی وی و اشاره به تئاتر خیابانی یکی از نمایشنامه های ایشان را برای حاضرین قرائت کرد. سپس یکی از شرکت کنندگان با تایید بر خواست طبقاتی کارگران بر اتحاد آنها تکیه کرد و در ادامه مراسم ، شجاع ابراهیمی عضو کمیته هماهنگی با خواندن قطعنامه سراسری به شکل رسمی مراسم پایان داد. در نهایت با اعلام بحث آزاد، حاضرین بازداشت افشین شمس را محکوم و با رد هرگونه تهدید،تخریب و پرونده سازی برای فعالین کارگری بر ادامه ی حمایت خود از افشین شمس پافشاری کرده و پیگیری وضعیت وی را وظیفه ی طبقاتی خود دانستند.



کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلات کارگری(منطقه غرب)
http://www.komitteyehamahangi.com/
16/7/87
آخرين خبر از شركت لاستيك
روز پنجشنبه 14/7/87 كارگران لاستيك البرز از ساعت 8 صبح مقابل ساختمان وزارت كار در تهران تجمع كردند. در اين تجمع كه حدود 400 نفر از كارگران حضور داشتند و ساعتها ادامه داشت، كارگران خواستار حضور نماينده وزارت كار براي پاسخ گويي به وضعيتشان را شدند.
مامورين از ورود كارگران به داخل محوطه وزارت كار ممانعت كردند و كارمندان فقط از پشت شيشه ها ناظر بر اين تجمع بودند. بعد از ساعتها نماينده اي از وزارت كار بنام كريمي به عنوان معاون وزير كار و رئيس كميته جلو گيري از بيكاري در بين كارگران حاضر شد و قول پرداخت يك ميليارد تومان به شركت لاستيك البرز را داد.
خواستهای كارگران اين بود كه اولا اين پول جوابگوي نيازهاي كارخانه و كارگران نيست زيرا كه كارگران 5 ماه حقوق معوقه دارند. در ثاني شركت دهها ميليارد تومان به سازمان تامين اجتماعي و بانك سپه بدهكار ميباشد. سوم اينكه كارگران خواهان عزل مديران فعلي هستند. زيرا مديران فعلي خواستار برچيده شدن شركت هستند نه ادامه توليد.
كارگران همچنين خواستار حضور نماينده وزارت كار در شركت براي نظارت بر اجراي مصوبه هاي مورد توافق بودند. نماينده وزارت كار با توجيه اينكه بنا به اصل 44 قانون اساسي چون اين شركت بخش خصوصي ميباشد دولت نميتواند در آن دخالت مستقيم داشته باشد.
كارگران در پايان تجمع قرار گذاشتند كه در اولين جلسه بين خود در خصوص مسائل مطرح شده و چگونگي ادامه اعتراضشان تصميم گيري كنند.
شركت لاستيك البرز كه سهامدار عمده آن فردي به اسم داور شرفي ميباشد كه پسر ايشان به عنوان مدير عامل اين شركت ميباشد . داور شرفي مدتهاست كه كارگران وي را نديده اند.
در سال جديد كارگران اين شركت يك بار در فروردين ماه جاده ساوه را به عنوان اعتراض بسته بودند. ضمن اينكه حدود يك ماه پيش نيز در مقابل دفتر رياست جمهوري تجمع اعتراضي برگزار كردند كه با حضور رئيس جمهور در پكن و قول رسيدگي در هفته هاي بعد به فراموشي سپرده شد.
كارگران اين شركت با انتخاب 20 نفر به عنوان شورا ياري پيگير اعتراضات خود هستند، همچنين بدليل خيانت رئيس شوراي اسلامي كارخانه به خواسته هايشان خواستار بركناري وي نيز ميباشند.
هم اكنون كارگران حدود 5 ماه حقوق معوقه داشته و بعضي از كارگران عيدي سال 86 را نيز دريافت نكرده اند و دفتر مركزي اين شركت تحت كنترل كارگران ميباشد همچنين به عنوان اعتراض حدود 2 ماه است كه در اعتصاب بسر ميبرند و تناژ بيسيار پاييني توليد ميشود.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری( منطقه تهران)
http://www.komitteyehamahangi.com/
مواجهه شدن شرکت کشت و صنعت مهاباد با بحران جدی
بدنبال نابسامانیهای چند ماه اخیر در شرکت کشت و صنعت مهاباد و طفره رفتن کارفرما از بجا آوردن خواست و مطالبات کارگران، از جمله پرداخت حقوق معوقه و بازگرداندن کارگران اخراج شده به سر کارهایشان و همچنین اقدامات اعتراضی کارگران در مقابله با این وضعیت، اخیرا واحدهای 2 و3 این شرکت بطور کامل تعطیل شده و تمامی کارگران این دو واحد اخراج شده اند و تنها نگهبانان در این دو واحد حضور دارند و همچنین 7 نفر از کارگران واحد 1 نیز اخراج شده اند. طی چند روز اخیر شخصی بنام مهندس نجم زاده به نمایندگی از سوی مدیر عامل شرکت به بهانه زیادی اضافه کار و تعدیل نیرو کارگران را مورد تهدید و ارعاب قرار داده است و اکنون فقط کارگران واحد جوجه کشی و واحد 1 درحال کار هستند.
اکنون علیرغم اینکه سا لنهای واحد 2 پوشا لریزی شده و آماده جوجه ریزی میباشند و قرار بود که در تاریخ 15/6/87 کار جوجه ریزی انجام شود ولی به تاریخ 30 شهریور موکول شد که در آن تاریخ نیز انجام نگرفت و تاریخ 15/7/87 برای اینکار تعیین شد و در این تاریخ نیز کارفرما به وعده خود عمل نکرد و به این ترتیب در صورتی که این کار صورت نگیرد، کل شرکت به سوی تعطیلی میرود و خطر اخراج و بیکارسازی تمامی کارگران شرکت کشت و صنعت مها باد را تهدید میکند.
لذا کارگران واحد 2 در اعتراض به این وضع به اداره کار معترض شده اند که بطور غیر رسمی به آنان گفته شده که باید شکایت کنند. اکنون لازم است که کارگران شاغل در واحدهای جوجه کشی و 1 به دفاع و پشتیبانی از هم طبقه های خویش در واحدهای 2 و 3 برخاسته به هر شکل ممکن از آنان حمایت کنند و به این شیوه در مقابل موجی که در راه است و قصد اخراج و بیکارسازی آنان را نیز در سر میپروراند، ایستادگی و با تحمیل مطالبات خود به کارفرما و حامیان سرمایه ، مانع اخراج و بیکارسازی خودشان نیز در فردا شوند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلات کارگری(منطقه غرب)
http://www.komitteyehamahangi.com/
16/7/87
گزارش مراسم گلگشت درسنندج، بانه، بوکان، منطقه شمال و سقز در حمایت از افشین شمس قهفرخی فعال کارگری دستگیر شده و عضو کمیته هماهنگی
مراسم امروز به فراخوان کميته هماهنگی و با حضور جمعی از کارگران و فعالان کارگری برگزار شد. پس از خير مقدم حاضرين به احترام و ياد تمام کسانی که در راه جنبش کارگری جان باختهاند قيام و يک دقيقه سکوت کردند.
مراسم با توضيح در رابطه با شرايط افشين شمس قهفرخی که بيش از سه ماه از دستگيری وی می گذرد و با تاکيد بر دستگيری به خاطر فعاليتهای کارگری و محکوم کردن بلاتکيف بودن وضعيت ايشان، با شعارهای "افشين شمس به خاطر دفاع از حقوق کارگران در زندان است"، "افشين شمس آزاد بايد گردد"، "زندانی سياسی آزاد بايد گردد"، "فعال جنيش کارگری افشين شمس آزاد بايد گردد" و ... همراه بود.
سپس چندين نفر از کارگران و اعضای کميته هماهنگی اقدام به تجزيه و تحليل مسائل و شرايط حال حاضر جنبش کارگری در ايران و جهان کردند که در اين رابطه تشريح شرايط فعلی موانع گوناگون ايجاد شده برای اعتراضات کارگری از جمله دستگيريها، اخراج سازيها و همچنين تهديدها پرونده سازی های اخير را به چالش کشيده و در مورد مشکلات و موانع خاص کارگران در رابطه با اعتراضاتشان به وضعيت موجود به تبادل نظر پرداختند.
در ادامه معضلات فراروی جنبشهای اعتراضی خصوصا جنبش کارگری ارزيابی و تشريح شد. سپس يکی از کارگران نساجی شهر سنندج در مورد اعتراضات اخير خود صحبت کرده که اين مسئله موجب انتقال تجربيات آنها به ساير کارگران شد. سپس حاضرين حمايت خود را از اعتراضات کارگران اخراجی فرش غرب بافت اعلام داشته و به فراخوان کمک مالی آنها جواب دادند. روند برنامه با خواندن شعر و نمايشنامه کارگری حال و هوای خاصی داشت که در نهايت با خواندن قطعنامه مراسم به پايان رسيد.
"کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری" ( منطقه غرب)
۱۲مهر ۸۷
۰۰۰۰
برگزاری گلگشت در شهر بوکان
امروز ۱۲ مهر ۸۷ بنا به تصميم" کميته ی هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری" گلگشتی در جهت دفاع از افشين شمس فعال کارگری و عضو اين کميته، که مدتی است به جرم فعاليت کارگری زندانی و تاکنون در وضعيتی نامعلوم بسر ميبرد، برگزار گرديد. دراين خصوص جمعی از اعضای کميته درشهرستان بوکان دور هم جمع شده و به بحث و تبادل نظر پرداختند، که همگی بر اين امر واقف بودند که نظام سرمايه داری برای ماندگاری خود و کسب سود بيشتر ازهيچ جنايتی روی گردان نيست و اين تنها اتحاد و همبستگی طبقهی کارگر است که ميتواند بنيان ستم و استثمار را درهم بشکند و دنيای بسازد که انسان برای زندگی کردن تلاش کند نه زنده ماندن. پس بايد سعی و تلاش نمود که طبقه کارگر با همت و توانمنديهای خود تشکل طبقاتيش را به وجود آورد، تشکلی که خود نمايندههايش را برگزيند و هرگاه آن نمايندگان خلاف منافع طبقاتی کارگران حرکت نمايند، عزل شوند. ما چنين تشکلی را که بتواند در جهت نابودی استثمار انسان از انسان حرکت کند، شورا می ناميم. درخاتمه قطعنامهای که به اين مناسبت از طرف کميته نوشته شده بود، قرائت گرديد و توسط حاضرين مورد تائيد قرار گرفت.
"کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری" ( منطقه غرب)
۱۲مهر ۸۷
۰۰۰۰
برگزاری مراسم گلگشت در منطقه شمال
( همراه با تصاوير)
در پی فراخوان "کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری" و اعلام برگزاری مراسم و اجتماعاتی در اعتراض به دستگيری و بازداشت افشين شمس قهفرخی،امروز جمعه مورخه ۱۲/۷/۸۷، گلگشتهائی در برخی از شهر های ايران برگزار شد.
در همين رابطه کميته هماهنگی منطقه شمال نيز مراسمی را در رشت و در شرايط نامساعد جوی برگزار نمود که تعدادی از اعضای کميته منطقه تهران نيز در آن حضور داشتند.
شرکت کنندگان در اين مراسم، با در دست داشتن پلاکاردهايی، با مضامين "کارگر زندانی آزاد بايد گردد" ، "افشين شمس، فعال کارگری آزاد بايد گردد"، و . . . و با حمل نوشتههايی اعتراض خود را به بازداشت اين فعال کارگری اعلام داشتند.
در اين برنامه، يکی از اعضای کميته ضمن بيان توضيحاتی در ارتباط با وضعيت کار و زندگی افشين شمس در جنبش کارگری، تلاشهای اين فعال کارگری را در همراهی و هماهنگی با کارگران برای احقاق حقوق و مطالبات حقه و انسانی طبقه کارگر، در همه عرصهها، بويژه کمک به ايجاد تشکلهای کارگری برجسته نموده و آنها را يک به يک مورد تآئيد قرار داد.
پس از آن، يکی از اعضای کميته هماهنگی منطقه شمال، به خلاصهای از فعاليتهای اين کميته، در طول مدت فعاليتهای آن اشاره نموده و خواهان تلاش و فعاليت بيشتر اعضاء و فعالين اين منطقه درسازمان يابی بيشتر کارگران و کمک به ايجاد تشکلهای کارگری شد.
مراسم ياد شده در نهايت، با قرائت قطعنامه سراسری، در ارتباط با آزادی افشين شمس و تاکيد شرکت کنندگان بر تلاش و فعاليت هرچه بيشتر برای کمک به ايجاد تشکلهای کارگری پايان يافت .
کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری- منطقه شمال
۱۲/۷/۱۳۸۷ ۰۳ Oct. ۲۰۰۸ -
۰۰۰۰۰
برگزاری گلگشت در شهر بوکان
امروز ۱۲ مهر ۸۷ بنا به تصميم" کميته ی هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری" گلگشتی در جهت دفاع از افشين شمس فعال کارگری و عضو اين کميته، که مدتی است به جرم فعاليت کارگری زندانی و تاکنون در وضعيتی نامعلوم بسر ميبرد، برگزار گرديد. دراين خصوص جمعی از اعضای کميته درشهرستان بوکان دور هم جمع شده و به بحث و تبادل نظر پرداختند، که همگی بر اين امر واقف بودند که نظام سرمايه داری برای ماندگاری خود و کسب سود بيشتر ازهيچ جنايتی روی گردان نيست و اين تنها اتحاد و همبستگی طبقهی کارگر است که ميتواند بنيان ستم و استثمار را درهم بشکند و دنيای بسازد که انسان برای زندگی کردن تلاش کند نه زنده ماندن. پس بايد سعی و تلاش نمود که طبقه کارگر با همت و توانمنديهای خود تشکل طبقاتيش را به وجود آورد، تشکلی که خود نمايندههايش را برگزيند و هرگاه آن نمايندگان خلاف منافع طبقاتی کارگران حرکت نمايند، عزل شوند. ما چنين تشکلی را که بتواند در جهت نابودی استثمار انسان از انسان حرکت کند، شورا می ناميم. درخاتمه قطعنامهای که به اين مناسبت از طرف کميته نوشته شده بود، قرائت گرديد و توسط حاضرين مورد تائيد قرار گرفت.
"کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری" ( منطقه غرب)
۱۲مهر 87
برگزاری مراسم گلگشت آزادی افشین شمس در سقز
افشين شمس يکی از فعالان کارگری و عضو کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل کارگری از تاريخ ۱۳/ تير / ۸۷ در محل کارش در اصفهان دستگير شد . هيئت اجرايی کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل کارگری تصميم گرفت تا به اعتراض به دستگيری افشين شمس گلگشتی را در مناطق های مختلف برگزار کند . روز ۱۲/۷/۸۷ جمع کثيری از زنان و مردان آزاديخواه شهرستان سقز در باسخ به اين تصميم هيئت اجرايی کميته هماهنگی مراسمی را در جاده سقز مريوان برگذار کردند . اين مراسم از ساعت ۳ بعد از ظهر با اعلام يک دقيقه سکوت به ياد و خاطره جان باختگان جنبش کارگری از طرف آقای جلال حسينی شروع شد . به دنبال آن جلال حسينی فهرست برنامه ها را اعلام کرد و از محمود صالحی خواست تا در مورد اين مراسم برای حاضران سخنرانی کند .
محمود صالحی ضمن ابراز خوشحالی و تشکر و قدردانی از شرکت و سازمان دادن اين گلگشت، اشاره کرد: اين گلگشت به مناسبت اعتراض به دستگيری آقای افشين شمس برگزار شده که مدت زيادی از بازداشت ايشان می گذرد . افشين شمس يکی از فعالان کارگری است که مدت زيادی در قرار بازداشت موقت به سر می برد ، ما امروز در اين مکان جمع شديم تا به دستگيری اين فعال کارگری اعتراض کنيم، افشين شمس جز دفاع از محرومان هيچ جرمی مرتکب نشده، تا با اين شيوه با ايشان برخورد شود. نظام سرمايه داری برای بقای خود هر گونه صدای حق طلبی را در گلو خفه می کند. نظام سرمايه داری و حاميانش برايشان فرق ندارد که اعتراض کننده مرد يا زن باشد، ما امسال به خوبی مشاهده کرديم که در سنندج زنان را به اتهام شرکت در اول ماه مه به زندان و شلاق محکوم کرده اند. دوستان من می خواهم در اين مراسم به چند نکته ديگر اشاره کنم . يکم وضعيت جامعه از نظر مصرف مواد مخدر و دوم مبارزه زنان در شرايط فعلی .
محمود صالحی در رابطه با وضعيت جامعه از نظر مصرف مواد مخدر گفت: مواد مخدر يکی از معضلات بزرگی است که امروز دامن قسمتی از خانواده های اين کشور را گرفته است و انسان های معمولی توان مقابله با آن را ندارند. ما بايد حاکميت را زير فشار قرار دهيم تا با اين بلای خانمان سوز مقابله کند. دوستان هر کالای که توليد می شود برای مصرف است. مواد مخدر هم برای مصرف توليد می شود. ما بايد به اطرافيان خود آگاهی دهيم که دچار اين بلای خانمان سوز نشوند. سرمايه داران برای اينکه توان مقابله با معضل بيکاری را ندارند و نظام هايشان در اين مورد کيش و مات شده است، به فراوانی مواد مخدر را در بين جوانان با قيمتی نا چيز پخش می کند تا جوانان را به اين بلای خانمان سوز دچار کنند و توان اعتراض را از آنان سلب کند و ... ما بايد جوانان را آگاه و آنان را برای مبارزه با مواد مخدر سازماندهی و متشکل کنيم . ( نه مبارزه با چند نفر مواد فروش يا مصرف کننده .)
محمود صالحی در ادامه صحبتهايش اضافه کرد کرد که: امروز زنان از هر قشر ديگری از جامعه بيشتر مورد ستم قرار گرفته اند. روزی نيست که زنان به اعتراض به وضعيت موجود دست به خود کشی نزند . اگر زنان چشم انتظار آن هستند تا دستی از غيب بيايد و آنان را از اين ستم رهايی برساند . جز خواب و خيال چيز ديگری نيست. زنان بايد خود برای رهايی از هرگونه نابرابری اقدام کنند. ما موظف هستيم تا زنان را که نصف جامعه ما را تشکيل می دهند راهنمايی و متشکل کنيم تا در برابر سرکوب های عريان مقابله کنند. اگر زنان بجای مسائل حاشيه ای به تشکيل تشکل های خود بپردازند، می توانند نصف مشکلات خود را حل کنند. امروز فيمنيست ها در ايران از هرزمانی بيشتر به فعاليت افتاده اند. تا زنان را نه برعليه نظام سرمايه داری، بلکه برعليه مردان بشورانند و مبارزه اصلی زنان را در قالب مرد ستيزی سازماندهی کنند. ما با اين تفکر مرز بندی داريم، زنان جزی از طبقه کارگر بدون مزد هستند. زنان بايد استقلال اقتصادی داشته باشند و اين استقلال اقتصادی بدون مبارزه به دست نخواهد آمد. من يقين دارم که زنان توانای هرگونه فعاليتی را دارند. بخصوص تشکيل تشکلهای خود ساخته .
در ادامه پرسش و پاسخ شروع شد که کليه حاضران و مخصوصا زنان در اين پرسش و پاسخ نقش فعالی ايفا کردند .
با قرائت قطعنامه از طرف يکی از حاضرين در مراسم، گلگشت آزادی افشين شمس به پايان رسيد .
کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکلهای کارگری (منطقه غرب)
۱۲ مهر ۸۷



سایت کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
عسلويه، اردوگاه کار اجباري مدرن
عسلويه، نامي كه ديگر نام آشناست، نامي يادآور دو دسته صفات و ويژگي متضاد; استثمار شدن و استثمار كردن، پول و ثروت، فقر و تنگدستي، آزادي و بردگي، كار و سرمايه، بهشت و جهنم و ... .
منطقه اي در جنوبي ترين نقطه استان بوشهر با دارا بودن 7 % منابع گاز دنيا و پروژه هاي گوناگون و فراوانش. پروژه هايي كه اگر بنا به گفته مديران به بهره برداري برسند ثروتهاي كلاني را نصيب سرمايه داري مي كند، پس شب و روز آمار موفقيتها و پيشرفت كار را از رسانههايشان تبليغ مي كنند و افق توسعه و پيشرفت را نويد مي دهند; توسعه سرمايه داري و نماياندن يك چهره آن.
احداث و را ه اندازي پالايشگاه ها، نيروگاه ها، بزرگراهها، فرودگاه، اسكلهها، رستورانها و ... همه و همه روي زيبا و قشنگ عسلويه را مي نمايانند كه بيانگر توسعه سرمايهداري و بهشت سرمايهداران و كارفرمايان است. اما عسلويه چهره و روي ديگري هم دارد، روي واقعي و صد البته زشت، چهرهاي كه بازتاب زندگي و شرايط كار كارگران است; كارگراني با صورت هاي سوخته و اندام هاي نحيف، حقوق و دستمزدهاي بسيار نازل، خوابگاههاي بي روح و بي امكانات، افق هاي تاريك و مبهم و محروميت و محروميت و ... .
بايد عسلويه بوده باشي و زندگي و كار در عسلويه را تجربه كرده باشي تا 12 ساعت كار طاقت فرسا در گرماي 50 درجه و رطوبت گاه بالاي 70% قابل درك باشد و ديگر ديدن كارگراني كه بطري هاي آب سرد پيچيده در گوني را به كمر بسته اند و گه گاه از شدت كار از هوش مي روند برايت غير عادي به نظر نيايد. گاه يافتن سايهاي اندك براي در امن ماندن از شدت آفتاب همراه با ليواني آب خنك آرزويي دست نيافتني مي شود.
اينجا هم استبداد سرمايه بي كم و كاست و حد و مرز حكم ميراند و كارگران هم فقط بايد كار كنند و دم بر نياورند. اينجا هم به يمن و بركت توسعه سرمايه داري! ، دستمزدها هم به حداقل رسيده، يعني همان ميزاني كه نمايندگان كارفرما و دولت براي زنده نگه داشتن كارگران تعيين كرده اند. بيكاري هاي گسترده كارگران جوان و اغلب بدون مهارت بسياري را به اميد يافتن شغل به عسلويه كشانده و ناچار به هر دستمزدي تن مي دهند.
اينجا هم طنز آزادي از زبان مناديان آن تبليغ مي شود و قانون اقتصاد سرمايهداري توجيه گر است; قانون عرضه و تقاضا در بازار كار; كارگر آزاد است و مي تواند نيروي كارش را گرانتر بفروشد يا اصلا نفروشد و كار نكند.
كارگران بي پناه و اما خوشبختي كه كاري پيدا كرده اند شبها را در كمپهايي كوچك و بزرگ اسكان داده اند، كمپهايي با اطاقهاي كوچك و سيماني و مرطوب بدون هيچ امكاناتي تفريحي، نه تلويزيوني و روزنامهاي و نه وسيله سرگرمي سالمي; بخش بزرگي از آنان براي ماهها مجبورند در عسلويه بمانند و جان بكنند، شيره جانشان مكيده شود و ارزش اضافي بيشتري توليد كنند تا اندك پولي جمع كنند و پيش زن وبچه هايشان برگردند، تازه اگر جزو كارگران خوش شانسي باشند كه پايان ماه دستمزدشان را گرفته باشند.
مواد مخدر به وفور و به راحتي مصرف مي شود به گونهاي كه بنا به گفته كارشناسان بهداشت منطقه، بيش از 50% معتادان عسلويه براي اولين بار در عسلويه به مواد مخدر روي آورده اند.
هر از چند گاهي كارگران يك شركت نسبت به وضعيتشان و اغلب نسبت به نپرداختن دستمزدهايشان از سوي كارفرما دست به اعتراض و اعتصاب ميزنند، گاه پيروز ميشوند و گاه شكست ميخورند و همچنان بردگي و استثمار ادامه دارد.
وضعيت و شرايط و حتي آينده كارگران عسلويه نااميد كننده است. نه تشكلي و نه حتي نطفههاي هيچ نوع تشكل كارگريای موجود نيست. فعالان كارگري و كارگران پيشرو ماندهاند و كوهي از كار و تلاش در ميان كارگران با فرهنگهاي مختلف و ويژگي كار پروژه اي .
عسلويه به معناي واقعي جهنم است و تضاد كار و سرمايه به عيان ترين شكلش نمايان است. اينجا عسلويه است، اردوگاهي براي كار به شكل اجباري و استثمار به شيوه مدرن و امروزيش.
فردين نگهدار
عسلويه – 11/07/1387
حمایت سندیکای کارگران شرکت واحد از کامیونداران اهواز
در پیکار برای زندگی بهتر ورسیدن به زندگی شرافتمندانه که لایق همه کارگران می باشد ، بیش از ١٧٠٠ نفر از رانندگان و کامیونداران زحمتکش خوزستان دست به اعتصاب زدند.
اعتصاب برای رهائی از بی عدالتی ها و نابرابری ها، خواسته های آنان مطالبات صنفی، تشکیل سندیکا، پایان دادن به وضعیت حاکم برپایانه ها و مدیریت باربری ها می باشد. همچنین خواستار حذف دلالان در واگذاری بار شدند که موجب اعمال سلیقه در تعرفه های بار و کاهش شدید دستمزد رانندگان و کامیونداران شده است.این زحمتکشان به دور ازخانواده روز و شب در سرما و گرما در جاده های بی پایان برای به حرکت در آوردن چرخه اقتصاد تلاش می کنند و به دلیل کمبود های فراوانی که در محیط کارشان می باشد هیچ بهره ای جز کم لطفی دولت مردان و زیاده خواهی مدیران پایانه ها عایدشان نمی شود .
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حمایت و همبستگی خود را با رانندگان و کامیونداران زحمتکش خوزستان اعلام می دارد
به امید روزی که کارگران با اتحاد و همبستگی به کلیه مطالبات صنفی و به حقشان دست پیدا کنند.
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
1387/7/3
سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه
( استفاده از مطالب این سایت، با ذکر کامل منبع ( نام و آدرس سایت سنديكاي واحد ) بلامانع است. )
www.syndicavahed.info / info@syndicavahed.info / syndica_vahed@yahoo.com و syndicavahed@gmail.com
کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در اعتصاب اخير خود، به بخش مهمی از خواست هايشان خود دست یافتند
در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه 3 و 4 مهر ماه، کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه برای دستیابی به خواستههای خود همچون پرداخت حقوق و مزایای دو ماههی گذشته و پرداخت هزینه هایی چون غذا، حق مسکن، رفت و آمد، حق همسر و فرزندان و برقراری طرح طبقه بندی مشاغل دست به اعتصاب زدند. کارگران در این اعتصاب پیروزمندانه موفق شدند و در این اعتصاب 2 روزه به بخش مهمی از خواستهای خود رسیدند:
1- کمک هزینهی خوراک روزانه از مبلغ 500 تومان به 1500 افزایش یافت.
2- کمک هزینهی سختی محیط زیست ماهیانه از 2500 تومان به 10000 تومان افزایش یافت.
3- کمک هزینهی ایاب و ذهاب از 24000 تومان به 41700 تومان افزایش یافت.
4- حق همسر و فرزندان از 2000 هزار تومان به 13720 تومان افزایش یافت.
5- جیرهی 39 عدد دفتر و خودکار برای فرزندان دانش آموز کارگران که در مهر ماه سال گذشته مدیریت حاضر به تحویل آن نشده بود.
6- آزادی دو تن از فعالین کارگری هفت تپه.
کارگران در جریان این اعتصاب در واکنشی تحسین برانگیز از اعتصاب و تجمع کارگران کاغذ سازی پارس حمایت کردند.
در ارتباط با پرداخت حقوق و مزایای ماه های مرداد و شهریور، از طرف مدیریت به کارگران گفته شد که حقوق معوقهی آنان حتماً تا قبل از عید فطر پرداخت خواهد شد. نمایندگان کارگران برای دستیابی به دیگر خواست های خود، با مدیریت در حال مذاکره می باشند.
لازم به ذکر است که فریدون نیکوفرد و بهروز نیکوفرد دو تن از فعالین کارگری که در روز سه شنبه 2 مهر ماه به ترتیب در سر کار خود و منزل شان دستگیر شده بودند، پس از چندین ساعت بازجویی آزاد شدهاند. گفته میشود که علت دستگیریهای اخیر تحرکاتی بوده است که کارگران برای تدارک مجمع عمومی تشکل مستقل خود داشتهاند.
ما اعضای کمیتهی هماهنگی، این پیروزی را به کارگران هفت تپه صمیمانه تبریک گفته و آرزومندیم، در آینده ای نزدیک شاهد برپایی تشکل مستقل و آزاد هم طبقه های خویش در شرکت نیشکر هفت تپه باشیم.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
5/7/1387
www.komitteyehamahangi.com
komite.hamahangi@gmail.com
کارگران ایران خودرو در آستانه بزرگترین اجتماع کارگران
برای رسیدن به خواسته های خود نه فریب می خوریم و نه کوتاه می آیم
آگاهی اتحاد وتشکل رمز پیروزی ماست
هر گونه اخراج کارگران را محکوم می کنیم
امنیت شغلی حق مسلم هر کارگر است
دوستان و همکاران گرامی
بنابر گزارشهای رسیده مدیریت تصمیم گرفته است که در آستانه عید فطر به یکی ازقول داده در اعتصاب 10 تیر وفا کرده و با برگزاری یک اجتماع بزرگ به 10 هزار نفر از کارگران ارتقاء شغلی که یکی از خواسته ای اصلی ما کارگران برای افزایش حقوق ها بود بدهد.
ما تصمیم مدیریت را به فال نیک گرفته وخواهان بر آروده ساختن این تصمیم هستیم .ولی در این مورد سوال می کنیم چرا برای 10 هزار نفر
آیا مگر ایران خودرو فقط 10 هزارنفر کارگر دارد پس بقیه هیچی حقی در این افزایش حقوق ندارند
نه دوستان افزایش حقوق باید شامل همه کارکنان ایران خودرو چه کارگر و چه کارمند چه رسمی و چه غیر رسمی و چه پیمانکار وچه روز مزد هستند شود.
همانطوریکه اطلاع دارید کارگران شرکتهای پیمانکاری و روزمزد گروه شغلی ندارند پس چطوری می توانند ارتقاء شغلی بگیرند .
نه دوستان ما خواستهای خودمان را در 10 تیر اعلام کرده و روی آنها پافشاری می کنیم اعتصاب ما فقط برای ارتقائ یک گروه شغلی نبود
ما فریب نمی خوریم واجازه نمی دهیم اجتماع ما کارگران کلاه تبلیغاتی برای دیگران باشد ما روی خواسته های تصویب شده 10 تیر می ایستیم و کوتاه هم نمی آیم.
اولین خواست ما خروج نیروهای نظامی و حراست از سالنها می باشد تا زمانی که جوپادگانی در شرکت حاکم است کارگران نمی توانند حرفهای خود را بزنند.
دوم خواست اساسی ما ایجاد تشکل آزاد و مستقل است. دوستان تا ما تشکل نداشته باشیم نمی توانیم حرفهای خودرا بزنیم و کسی هم به حرفهای تک تک ما توجه نخواهد کرد واگر کسی هم حرف زد کارش با حراست است ولی تشکل می تواند به نمایندگی از ما کارگر ان هم حرف بزند و هم در رسیدن به خواسته یمان به ما کمک کند
ما از مدیریت می پرسیم چرا اجازه برگزاری انتخابات را نمی دهد طبق کدام قانون ایجاد تشکل برای بیش از 45 هزار کارگر غیر قانونی است
آقای باقری معاون منابع انسانی شرکت می گوید.کارگران برای بیان خواسته هایشان از مجرای قانونی استفاده کنند
ما می پرسیم آقای باقری مجرای قانونی کدام است
در شرکتها و کارخانجات کارگران فقط از طریق تشکلهای خود می توانند حرفهای خودرا بزنند ما خواهان ایجاد تشکل هستیم و آقای باقری باید در این اجتماع به ما بگوید چرا جلو ایجاد تشکل را گرفته است.
سومین خواسته اصلی ما امنیت شغلی است. وجود شرکتهای پیمانکاری و وجود قرار دادهای موقت امنیت شغلی ما را تهدید می کند ما هیچ امنیت شغلی نداریم روزانه دهها تن از دوستان کارگر به بهانه های مختلف اخراج می شوند.به این وضعیت باید خاتمه داده شود شرکتهای پیمانکاری باید منحل شوند.کارگران اخراجی باید سر کار برگردند و همه کارگران قراردادی استخدام شوند.
دوستان و همکاران گرامی
ما یکبار دیگر اهم خواستهای خودمان راکه در اعتصاب 10 تیر آن را تصویب کرده ایم اعلام می کنیم و به مدیریت می گویم ما فریب ارتقاء یک گروه شغلی را نمی خوریم ما خواهان بر آورده ساختن خواسته های خود هستیم.که در اعتصاب 10 تیر اعلام کردیم
خواستهای کارگران ایران خودرودر
1- ازادي تشکلهاي کارگري عدم ورود حراست به سالنها
2- لغو اضافه کاري اجباري و برداشتن سقف اضافه کار عادي
3- افزايش حق آکورد ( حق بهره وري
4-افزايش حقوقها متناسب با افزايش قيمتها درکشور
5-بازگشت کارگران اخراجی ولغو قرار دادهاي موقت و استخدام رسمي کارگران
6-جلو گيري از گسترش شرکتهاي پيمانکاري و انتقال کارگران آن به خود شرکت
7- شرکت نمايندگان کارگران در کميته مشاعل طبق بندي
8-شرکت نمايندگان کارگران در کميته تشخيص کارهاي سخت و زيان آور
9- کاهش فشار کاري با استخدام نيروهاي جديد
10- آزادی تحصیل ولغو بخشنامه محدویت ادامه تحصیل
به نقل از شبکه همبستگي کارگري
عسلویه جهنم ما است وبهشت دیگران است
یكی از كارگران شریف ازعسلویه به خبر نگارصدای كاوه ها درخصوص وضعیت كارگران دراین منطقه چنین گفت:عسلویه تبعید گاه ایران بوده است این این مكان 100متر پایین از دریا است واز طرف دیگرمحاط به كوه شده است. اینجا صورت مسئله مشكل شركت خاص و یا كارخانه خاص نیست,بحث صنف و اتحادیه كارگری است,مابایداین را حل كنیم, بحث این نیست كه این شركت 4 ما ه حقو ق گرفت ویا نگرفت این نیست بحث این هست كه كارگر از نظر این ها بی ارزش ترین موجود است.
رنج و گرفتاری و بدبختی برای ما كارگران است. عسلویه جهنم ما است وبهشت دیگران است,بهشت پولدارها وبهشت پارتی دارها است,بهشت كسانی است كه میتوانند و قدرت دارند كه دودرصد ویا سه درصد این مملكت هستند.ما كارگران بایدجان بكنیم وعرق بریزم و از خانواده 3 ماه دورباشیم .و در اتاقهای سه در پنج 15نفره زندگی كنیم
ولی این آقایان وآقازاده كه به اینجا میایند 3 روز این جا میمانند, 10روزنزد خانواده خودشان میروند.درحال حاضر 70 روز است كه خانواده ام تنها هستند و هیچ كسی هم بالای سرشان در آن شهر نیست. این كجای عدالت است؟؟؟
ازطرف دیگر قراردادهای پنهانی, پرداخت4 تارشوه همزمان باهم , ده تا ماشین پژو, 200 میلیون پول برای یك قرارداد دومیلیاردی ازسوی این آقایان صورت میگیردآنها در بهشتند ما درجهنم به سر میبریم,اگر بخواهیداین مسائل را درست موشكافی كنید,از كارشان سر در نمی آورید.
ساعات كاری د ر ماه رمضان
ما ساعت 7 صبح كارمون را شروع میكنیم وتا 6 بعد ازظهر ادامه میدهیم ,ساعت 12تا 1یك ساعت زمان استراحت داریم, كارخانه مابدین صورت میباشد, و لی بقیه كارخانه ها هم دو شیفت هستندولی زمان استراحت درمجموع در كارخانه هایك ساعت بیشترنیست.و در ماه رمضان و با گرمای فوق العاده ای كه در عسلویه است. برای كارگران كاردر چنین شرایطی بسیار سخت وغیر قابل تحمل است .
از لحاظ غذایی همان غذای كه از ظهر مانده را برای سحر به كارگران میدهند. اینجا غذایی امروز میماند,رابرای فردا درغذای فردا قاطی میكنند, افطار به اندازه یك نلبكی سوپ به ما میدهندو این غذا به قدری بد كیفیت است,كه هیچ كس تمایل به خوردن نداردولی مجبور هستیم كه بسازیم اینجا معنایی ما ه رمضان از دیدگاه و جایگاه من به عنوان یك كارگر یعنی همین كه گفتم
البته برای كسانی كه دربهشت عسلویه هستند, تسهیلات بی نهایت است.
هیچ زمان وهیچ رسانه ای انعكاس درستی از وضعیت ما كارگران در این منطقه را نمیدهد.
دراین منطقه با انتشار این گازكلیه پرندگان به حالت كوما رفته اند.
تعدادی واحد در عسلویه راه اندازی شده,كه این واحدها گازهای بسیار خطرناكی تولید میكند,كه روی اعصاب تاثیربسیارزیان آوری دارند, دراین منطقه با انتشار این گازكلیه پرندگان به حالت كوما رفته اند,این گاز روی اعصاب موجودات زنده تاثیر مخرب میگذارد,واكثر كسانی كه بعد از چند سال در معرض مستمر با این گازها قرار بگیرند,دچار انواع بیمارهای روانی خواهند شد.
فاجعه عظیم
درحال حاضر الودگی عسلویه 5 برابرشهر تهرا ن است.و و قتی كارخانه ها راه اندازی شود 20برابر تهران خواهد بود .
درارتباط با آلودگی این جاآلودگی بیداد میكند هرچه درمورداین موضوع بنویسید, كم نوشتید به خصوص وقتی یك نفر متخصص بیاید ببنیند آن وقت ابعاد فاجعه بهتر مشخص میگردد.
این مشعلهای عسلویه هنگامی كه در بالاترین حد موجود كار میكنند, شما آن زمان به هیچ وجه آسمان را نمی بینید,به طوریكه شمانمیتوانید رشته كوه زاكرس با این عظمت را ببینید.اگر قرار باشددرآن لحظه باران ببارد, یك باران اسیدی خواهد بود.
هركس كه به اینجا می آیددرابتدای كار برای رد گم كردن یك دوره كلاس ایمنی برای او میگذارند,ودر همان كلاس برای او توضیح میدهند:
كه درحال حاضر آلودگی درشهر عسلویه 5 برابرشهر تهرا ن است البته و قتی راه اندازی شود 20برابر تهران خواهد شد, تا ثیر همان گازها ی موجود برروی ماكارگران بدین صورت خواهد بودكه ما دیگر به درد خانواده مان نمیخوریم, این كه سرنوشت ما چه خواهد شد,معلوم نیست.
ما محكوم به این هستیم كه در معرض انواع بیماریها به خصوص بیمارهای خونی وریوی قرار بگیریم
البته همین حد از خبر را كه در كلاس ایمنی میگویند آن چیزی است كه نفر توجیه كننده اجازه دارد تا این حد به ما بگویدواینكه به طورواقعی در پس پرده چه میگذرد را خدا داندو بس .
عسلویه پایتخت اقتصادی ایران و جهان
در رابطه با این منطقه بسیاری ازمسائل ناگفته باقی مانده است, درتبلیغات بسیاری كه این روزها در ارتباط بااین منطقه میكنند,عسلویه را پایتخت اقتصادی ایران و جهان معرفی میكنند.به طور مستمر در تلویزیون چراغ ها ی روشن عسلویه را نشان میدهند,البته به درستی دراین منطقه مكانهای بسیارزیبای وجودداردولی ان مكانهادر اختیار كسانی است كه فقط2 تا 3 درصد از كل جامعه را تشكیل میدهندوان مكان متعلق به آقا زاده هاوكارفرمایان وابسته به این آقازاده میباشد,دراین منطقه سایتها ی بسیار زیبایوجود دارد كه پر از گلهای زیبا است. وقتی وارد این پارك میشوید فكر میكنیدكه وارد پارك ملت ایران شدید. شاید هیچ كس باور نكندزیرا كافی است از این منطقه صد متر آن طرفتر بروید, در آنجا آشغال هاوآهن آلات و زباله های است,كه كارگران در آن دست و پنجه نرم میكنند.
تفاوت دودنیا
من از این كه یك كارگر هستم از خودم بدم میاید
درحال حاضر اینجا تبعیض طبقاتی بیداد میكند, دراین كارخانه یك رستوران وجود دارد كه از ساعت:30 :11تا 12:30 آقا زاده ها و كارفرمایان وابسته به آنها و هر چیزی كه در یك غذایی جانانه گنجانده میشود دیده میشود.انواع غذاهاو نوشیدنها و انواع دسر ها سر و میشود.
راس ساعت 12:30كارگران برا ی خوردن غذا میایند.برای سرو غذا تمام موادو وسایلی كه روی میزچیده شده ,جمع میشود .هرچیزی كه هست جمع میشود.
چند روز قبل برای ده تادانه سیر به شخصیت یك كار گر توهین شد. آیا میتوانید این موضوع را تحلیل و تفسیركنید؟فقط برای ده تا دانه سیر.
شایدآن كسی كه چنگ زد و 10 دانه سیر را از دست آن كارگر در آورد مجبوربود كه این كارا بكند اما من از خودم بیزارم, من از صنف كارگری بیزارم. ار كارگر متنفرم. یك روزی هم چنین توهینی به من هم میشود البته همین حالاهم به من توهین میشود .
----------------------------------------------------------------------------------------------
شما اگر بودید چه كار میكردید؟
من اینجا را به همین خاطر انتخاب كردم كه به زندگیم تكانی بدهم. قبلا 270 هزارتومان حقوق میگرفتم ولی اصلا فكر نمی كردم كه به ازای 100 هزارتومان بیشتر بخواهم اینجوری روح و جسمم درمعرض نابودی قرار بگیرید.
به خاطر وضعیت بد اقتصادی چاره ای دیگری نداشتم ,قیمت ها سر سام آور رو به فزونی است , با میوه كیلوی 5 هزارتومان از كجا بیاورم و خرج زندگیم را تامین كنم من محكوم هستم و باید كاری كنم, فرزندم كه در این جامعه زندگی میكنه به فساد كشیده نشود و برای خودش كسی شود وسری در سر ها بیاورد. به همین خاطر من محكومم شرایط بد و سخت این جا را تحمل كنم
من از این كه یك كارگر هستم از خودم بدم میاید,واز صنف كارگری بیزارهستم.
انجمن صدای کاوه ها
کمیته هماهنگی بعد از مجمع سوم
وریا شریفی
اواخر سال گذشته، وقتی مباحث درونی کمیته هماهنگی پیرامون اساسنامه و چگونگی کارکرد این تشکل در جنبش کارگری شدت یافت، جریان موسوم به " لغو کار مزدی" منتقدین خود در این کمیته را "اکثریت بدرد نخور" نامید. با نگاهی گذرا به فعالیت این اکثریت، می توان این موضوع را بررسی کرد.
نمونه های زیادی برای اثبات نادرستی این ادعا وجود دارد، اما بارزترین کار این جمع، تشکیل مجمع عمومی سوم در ابتدای سال جاری و تصویب اساسنامه ی جدید کمیته هماهنگی بود. بدین ترتیب مجمع مذکور توانست به مناقشات طولانی و نفس گیر بر سر برنامه و عملکرد این تشکل در میان طبقه کارگر، پایان دهد و راه را برای فعالیت آگاهگرانه و هدفمند اعضا، حول مطالبات روز کارگران هموار کند. مهمترین ویژگی اساسنامه مصوب، اضافه کردن عبارت "کمک" به ایجاد تشکل های کارگری است. این واژه، رویکرد ساختن تشکل توسط خود کارگران را در کمیته هماهنگی مستحکم تر کرد وفعالین پیشرو کارگری را به کار جدی در این راستا فرا خواند. این دیدگاه نقطه مقابل جریاناتی است که می خواهند از بالای سر کارگران، تشکل خود ساخته درست کنند و سپس از آنان بخواهند که به عضویت این تشکل ها در بیایند.
بی تردید ایجاد تشکل های کارگری، تشکلی که بتواند بدون دخالت دولت و کارفرمایان تشکیل و نماینده واقعی آنها در کشاکش با سرمایه داران بر سر مطالباتشان باشد، نیاز مبرم و ضروری طبقه کارگر است. اما به دلایل متعدد، کارگران در ایران دارای شرایط کار و زیست متفاوتی هستند ودر بخش های مختلف تولیدی، خدماتی، پروژه ای، فصلی، صنفی و....شاغل بوده ومشکلات و خواسته های متفاوتی دارند. بنابراین برای ساختن تشکل کارگری، نمی توان کلیشه برداری و نسخه پیچی کرد. این کارگران و فعالین پیشرو در محیط کار هستند که می توانند با توجه به وضعیت عینی خود، تشخیص بدهند که چه تشکلی و با چه ساز و کاری، باید ایجاد کنند.
مجمع عمومی کمیته هماهنگی بر متن این شرایط، توانست اساسنامهای واقع بینانه، تدوین و به تصویب برساند. به این ترتیب مجمع به فضای پر تنش و جنجالی گذشته پایان داد و متعاقب آن فعالین این تشکل توانستند با آرامش و متانت بیشتری، کارهای روتین خود را ادامه دهند. دخالت فعال و دفاع از مطالبات و اعتراضات کارگری، راه اندازی سایت کمیته هماهنگی و تلاش برای پربار کردن آن و انتشار نشریه "جنبش کارگری" از نمودهای مثبت کارکرد این تشکل است. یکی از مهمترین کارهای این دوره انتشار کتاب با ارزش "یک قرن مبارزه طبقاتی در ایران" نوشته ی محمد حسین است که مطالعه آن برای هر کارگر آگاهی، ضروری است.
آنچه ذکر شد گویای این موضوع است که "اکثریت" کمیته هماهنگی قابلیت زیادی برای دفاع از مطالبات کارگران دارد. اما بنظر می رسد یک کار اساسی و دایمی این تشکل، تقویت گفتمان کارگری و جایگزینی آن با گفتمان روشنفکری است. گفتمان کارگری کدام است وگفتمان روشنفکری چیست؟ روشنفکر همه چیز را در قالب مفاهیم، عبارات و واژه ها میبیند. انسانهای پیرامونش تا زمانی مورد قبول و تایید او هستند که از چهارچوب افکار و ایدههای او خارج نشوند. در صورت تخطی این آدمها از اصول مورد نظر او، آستینها را بالا میزند و همه را به باد ناسزا می گیرد که چرا گوش شنوایی برای حرفهایش نیست. در آخر هم از دست مردمی که زبانش را نمی فهمند به یکی از این دو راه بی نتیجه می رسد: یا از اعتقاداتش دست میکشد و در گوشهای نظارهگر می ماند و یا خودش را به آب و آتش می زند تا اثبات کند که او می تواند همه مردم را از مصیبت نجات دهد.
گفتمان کارگری اما، روزش را با دغدغه امرار معاش آغاز می کند. او بناچار باید برای بدست آوردن کار هم مبارزه کند، در غیر این صورت خود و خانوادهاش تلف می شوند. اگر در این آشفته بازار بر سر کار برود، وارد یک کشمکش طبقاتی جدی تر شده است: قرارداد موقت، حقوق معوقه، دستمزد پایین، افتادن همکارش از ارتفاع، اعتصاب و اعتراض برای بهتر زیستن. کارگر، انسانهای پیرامونش را با رنگ، نژاد، ملت، مذهب و افکار متفاوت شان تقسیم نمی کند. برای او آدمهای اطرافش، هم طبقه ای هایی هستند که دارای مصایب و درد های مشترک می باشند و آنها می توانند با همدردی و همدلی، برای رسیدن به خواسته هایشان تلاش کنند.
ضرورت داشتن دغدغه کارگری، می تواند یک محور مهم فعالیت "کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری" باشد. این راهی است که میتواند گفتمان روشنفکری ( که پیش از این، چندین ماه این تشکل را زمین گیر کرد ) را تضعیف وموجب تقویت گفتمان کارگری و باعث سرپا ماندن آن شود.
اول مهر هشتاد و هفت
سیاست کثیف
طی چند ماه گذشته افراد مشکوکی سعی نموده اند تا مبارزه نظری جنبش راتبدیل به مسابقه فحاشی و تهمت زدن تبدیل نمایند. طی سالیان طولانی مبارزه نظری در جنبش جدای از هر نوع اختلاف و مرزبندی ها بر اساس منطق و برهان پیش برده شده و این خوانندگان و فعالین جنبش بوده اند، که قضاوت می کردند. اما با رشد جنبش کارگری و بیشتر مطرح شدن فعالین کارگری ظاهرا عده ای ادامه این روند را مغایر با منافع خود دیده اند و راه فحاشی، تهمت زدن و حتی انگهای پلیسی زدن به انقلابیون و فعالین کارگری را در پیش گرفته اند.
از چند ماه قبل افرادی امثال شفیق و شرکایشان هر تهمتی را خواسته اند به فعالین سیاسی و کارگری نسبت دادند. آنها ابتدا به بسیاری از فعالین سیاسی تهمت هایی زدند و چنان فحاشی هایی کردند که در جنبش ما کم سابقه بوده است. آنها چشمها را بسته و دهان را باز می کنند تا هر چه که خود در خور آن هستند را به دیگران نسبت دهند. این افراد مشکوک که یک روز ایجاد تشکلهای کارگری به نیروی خود کارگران را چپ روی ارزیابی می کردند، و حالا کارشان به جایی رسیده که از ناسیونالیستها حمایت می کنند، اما به همه اینها راضی نشدند و فعالین کارگری داخل کشور را هدف گرفته اند. آنها یکی از فعالین کارگری داخل کشور را ( رفیق لنا) را مورد بدترین فحاشی ها قرار داده و او را با محسن اژه ای و حزب اللهی ها مقایسه کرده اند و دهها فحش و ناسزای دیگر را به او نسبت داده اند. آنها داشتن نام مستعار فعالین کارگری در داخل کشور را مورد اهانت و فحاشی قرار می دهند و خود که در خارج کشور بدون دغدغه امنیتی جولان می دهند، علنی بودن خود را به رخ دیگران می کشند. این آدمها که به هیچ گرایش و جریان سیاسی تعلق ندارند و سیال در جنبش جولان می دهند، به خود اجازه داده به هر کس که می خواهند فحاشی کنند و انگ بزنند.
در ادامه این سیاست شخصی بنام مزدک بهرامی با تهمت زدن و فحاشی به آقای ثقفی سعی در لکه دار نمودن شخصیت ایشان داشته است. این شخص بدون اینکه ذره ای منطق داشته باشد سعی در لجن پراکنی نموده و به آقای ثقفی بدترین نسبتها را داده است. واقعیت این است که ما فعالین کارگری در داخل کشور جدای از هر گونه اختلاف نظری که داشته باشیم، هرگز به خود اجازه نداده و نمی دهیم که راه تهمت زدن و دروغگویی و فحاشی را در پیش بگیریم. و اینگونه بر خوردها در ادبیات انقلابیون و فعالین کارگری جایی ندارد.
در ادامه این سیاست، مزدک بهرامی ادعا کرده که شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری توسط آقای ثقفی خریده شده و ... . به شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری که مجموعه ای از اکثریت تشکلهای شناخته شده و فعالین کارگری با سابقه و را دیکال جنبش می باشند، چنین تهمت زده می شود که در واقع خود را فروخته و پیرو سیاست دیگران شده اند. این تهمت چنان بی پایه بودنش مبرهن است که نیاز به پاسخ ندارد. اما همینقدر اشاره کنیم که این آدمها چنان بی پرنسیب هستند که به خود اجازه می دهند تا شناخته شده ترین و با نفوذترین فعالین رادیکال جنبش را زیر سوال برده و به آنها انگ خود فروشی بزنند.
اما ضروری است، به آنچه در پس این فحاشی ها نهفته است دقت نماییم. واقعا در پس این سیاست چه نهفته است؟ اینها می خواهند با توهین، افترا، انگ زدن و ... جو مسمومی ایجاد نمایند تا آب گل آلود شود و حقایق مخدوش گردند. آنها در هراس از رشد رادیکالیسم در جنبش هستند و لذا سعی دارند فعالین سیاسی و کارگری را به بر خورد متقابل بکشانند و در نهایت گردوخاکی از فحاشی و ناسزا بر پا شود تا همه را غرق نماید و بدبینی حاکم گردد. اینها می خواهند به جای مبارزه نظری سالم مسابقه فحاشی را در جنبش بوجود بیاورند. در بازی فوتبال به این نوع برخورد بازی کثیف می گویند. بعضی از بازی کنان را آموزش می دهند تا حتی فحشهایی به زبان تیم خارجی فرا بگیرند و در جریان بازی زیر گوش آنها بگویند. اینکار را می کنند تا حریف را به بر خورد متقابل و در گیری و اخراج بکشانند. در عرصه سیاست این روش را سیاست کثیف می نامند. اما ما فعالین کارگری باید هوشیار باشیم تا به برخورد متقابل کشیده نشویم. البته نباید در مقابل این سیاست کثیف هم بی تفاوت باشیم، بلکه با افشای آن و طرد نمودنش و با بی آبرو کردن بازیگرانش باید با سیاست کثیف مقابله نمود. همه کسانی که چنین تهمت ها و لجن پراکنی هایی را در سایتها و نشریاتشان می آورند آگاهانه یا نا آگاهانه آب به آسیاب مجریان سیاست کثیف می ریزند. مجریان سیاست کثیف باید بدانند که چیزی جز ننگ و نفرت از طرف فعالین کارگری را بدست نخواهند آورد.
فعالین کارگری
محمد حسین، مهدی عابدینی
شهریور 87
تشکل چیست و تشکل واقعی ما کارگران کدام است؟
برگرفته از نشريه جنبش کارگري شماره 3
طبقه کارگر، میلیونها انسانی را شامل می شود که مالک هیچ چیز جز نیروی کار خود نیستند و برای تآمین معاش باید آنرا به صاحبان سرمایه به فروش برسانند. کارگران اما در چگونگی فروش و نرخ گذاری نیروی کارشان دخالتی ندارند و باید مزد را بر اساس آنچه که کارفرما تعیین می کند، دریافت کنند. بنابراین تعین دستمزدها یکی از کشمکش های مهم طبقه کارگر با طبقه سرمایه دار است.
کارگران جهان در مبارزه خود بر سر دستمزد و دیگر مطالباتشان، به دستاوردهای مهمی رسیدند و توانستهاند بند هایی از خواستههای خود را به نظام سرمایه داری تحمیل کنند. این وضعیت حاصل مبارزات جمعی، تلاشها و قربانیهای فراوانی است که طبقه کارگر در تاریخ مبارزاتش تا به امروز به سرمایهداری تحمیل کرده است که اول ماه مه یکی از این دستاوردها می باشد.
کارگران؛ ما امروز در ایران با وضعیت فلاکت باری، از جمله عدم امنیت شغلی، دستمزد پایین و زیر خط فقر ، کار قراردادی، اخراج، بیکاری و بی حقوقیهای مضاعفی دست به گریبان هستیم. برای پایان دادن به چنین وضعیتی و خلاصی از فقر و گرسنگی، بناچار باید به فکر اتحاد و متشکل شدن باشیم. ابزار و مکانیسم این اتحاد و همبستگی، تشکل است و برای دستیابی به مطالبات خود باید برای ایجاد تشکلهای واقعی، مستقل و طبقاتی تلاش کنیم.
این تشکلها زمانی ایجاد می شوند که ما کارگران خود را دریابیم و به نیروی عظیم خود باور داشته باشیم.
نیرویی که در تمام سطوح زندگی امروزی نهفته است و هرآنچه که وجود دارد حاصل کار، فکر، رنج و زحمت دستهای ما می باشد، اگر چه خود از آن بی بهره ایم. پس باید برای دفاع از زندگیمان اراده کنیم و در محلهای کار و زندگی خود بدون دخالت کارفرما و دولت و بدون اعمال نفوذ و تعیین صلاحیت از طرف اداره کار و نیروهای امنیتی، نمایندگان خود را در مجامع عمومی انتخاب کنیم و خواسته هایمان را در این مجامع برای نمایندههای منتخب مشخص کرده و با حمایت خود، آنها را مجاب به پیگیری و اعلام نتیجه نمائیم. چرا که تجربه گذشته به ما یاد داده است که کارفرمایان در بند و بستهای پشت پرده، گاهآ نمایندگان کارگران را با ترفندهای مختلف، مثل تهدید وتطمیع و یا وعدههای عوام فریبانه، ازپیگیری مطالباتمان باز میدارند. ما کارگران در طول حیات نظام سرمایه داری از این بابت شکستها و ضربات سنگینی را متحمل شده ایم، که برای نمونه می توان به مواردی اشاره کرد.
نظام سرمایهداری و سرمایهداران با شایعه پراکنی در میان کارگران و تخریب شخصیت نمایندگان و دلسوزان کارگری و یا با اتکا به عوامل نفوذی خود در صفوف ما، سعی در به بیراهه کشیدن روند اعتراضات کارگری را دارن . با اجیر کردن و فریب دادن عوامل خود در قالب مخالفت با اشخاص و یا طرح مسائل جانبی، حرکتهای کارگران را منحرف می کنند. حتی با استفاده از مشکلات مالی از خود ما کارگران، آشوبگر و اعتصاب شکن می سازند. این تجربیات و هزاران ترفند دیگر از مبارزات گذشته برایمان به جا مانده است. بنابراین کارگران تنها با اتحاد خود در تشکلهای مستقل و واقعی خود می توانند از حقوق پایمال شده خود دفاع کنند و دسیسه های گوناگون کارفرمایان را خنثی نموده و درمقابل آن ایستادگی کنند. چرا که ثابت شده حرکتها و اعتراضات فردی لاجرم منجر به شکست و اخراج این معترضین شده و یا دست آورد آنچنانی نداشته است. با توجه به این تجارب، نیاز فوری و عاجل ایجاد تشکل کار گری برای ما کارگران بیش از پیش ضروری به نظر میرسد. آنچه که در ایران به عنوان تشکل رسمی رواج داشته است یعنی شورای اسلامی و خانه کارگر ( خانه کارفرما ) می باشد که در قانون به نام تشکل کارگران نام برده شده است! ما کارگران تجربه چند دهه وجود شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر را داریم . آندسته از کارگران که در کارخانجات دولتی کار کرده و یا مشغول به کارند، وجود این گونه تشکلات دست ساخته کارفرمایان را همراه عملکردشان بخوبی می شناسند. واقعیت این است که دولت خود صاحب بخش عظیمی از کارخانجات تولیدی است و کارفرمای بزرگی محسوب می شود. با توجه به اینکه شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر چون تشکلات وزارت کار و دولت می باشند، هنگام انتخاب وتایید اشخاص، کسانی را تعیین صلاحیت میکنند که بتواند حافظ منافع دولت و کار فرمایان باشد. به همان شکلی که ما کارگران تلاش داریم نمایندگانی را انتخاب کنیم که از منافع و حقوق ما کارگران دفاع کند. بنابراین دولت و کارفرمایان نیز چنین خواهند کرد. این یک کشمکش طبقاتی است و ما بخوبی می دانیم که با توجه به نفوذ مالی وسیطره قدرت دولتی و اعمال نفوذها، شورای اسلامی و خانه کارگر با تایید و نفوذ دولت و کارفرماها و بودجه آنها از طریق وزارت کار و دستگاههای امنیتی تشکیل می شوند و با تعیین حد وحدود قانونی برای آنها، در اصل نماینده دولت و کارفرما به اسم کارگر هستند و نمی تواند نماینده کارگران باشند. کسانی انتخاب می شوند که از قانون و قاعده های مشخص شده پا فراتر نگذارند و مورد تایید کارفرما و دولت باشند. فقط برای خالی نبودن عریضه، به نام کارگر جهت حضور در مراسمها و مناسبتهای مختلف از آنها استفاده می شود. حتی برای شرکت در چنین جاهایی، کسانی دعوت می شوند که مورد تایید بوده و یا مطمئن باشند که توانایی دفاع از حقوق خود و همکاران شان را ندارند. پس از واضحات است که شورای اسلامی کار و خانه کارگر نه تنها نماینده ما کارگران نیستند، بلکه نماینده دولت و کارفرما میباشند و عملکرد چند دهه آنها و ضدیتشان با اعتراضات و اعتصابات کارگری مهر تایید بر این ادعا است. اگر احیاناً حرکت کوچکی هم به نفع کارگران انجام داده اند، به ناچار و تحت فشار کارگران و خارج از کنترل این تشکلهای دولتی بوده است.
ایجاد تشکل در میان کارگران از سابقه دیرینه ای برخوردار است و قدمت آن به درازای ایجاد و شکل گیری نظام سرمایه داری درجهان است. تشکل به خودی خود در انواع گوناگونش نمی تواند خوب و یا بد باشد، این تشکل دهندگان و قدرت به میدان آمدن کارگران و پیگیری آنها است که ماهیت تشکلها را تعیین می کند. چرا که تشکل به عنوان ظرف و ابزار مبارزاتی و محل تجمع کارگران می تواند به شیوه و اشکال گوناگون اعتراضات کارگران را در راستای منافع خود هدایت و رهبری کرده و یا حتی در زمان و شرایط متفاوتی این اعتراضات را به بیراهه بکشاند. شرایط زمانی و مکانی و دایره نفوذ و قدرت سرمایه داری و کارفرمایان و دولتهایشان دربه انحراف کشیدن این تشکلات ممکن می باشد. از برجسته ترین تشکلها می توان اتحادیه، سندیکا، شورا، کمیته، سازمان و یا حزب را نام برد که عمدتا همگام با رشد نظام سرمایهداری در غرب بوجود آمده اند و سیر تکاملی خود را طی کردهاند. اما به علت عدم حضور مستقل طبقه کارگر و تسلط تفکرغیر کارگری بر آنها، جدای از دست آوردهای مقطعی صنفی و بعضاً سیاسی، هنوز در هیچ جای دنیا نتوانسته اند به شیوه ای اساسی تغییری جدی در جهت منافع خود بوجود آورند.
در ایران نیز این تشکلها با سیر تکامل سرمایهداری، در میان طبقه کارگر شکل گرفت. اما به دلایل مختلف، ازجمله رشد بورکراسی و دیوان سالاری بورژوازی ، سرکوب و کشتار و عدم آگاهی لازم از دیر باز، این تشکلها ی تاکنونی در ایران و با توجه به شرایط اجتماعی و تاریخی، مورد بررسی قرار داد و کنکاش پیرامون آن در این نوشته نمیگنجد؛ اما لازم است به این نکته اشاره کرد که آنها حامل افکار و اندیشههایی بودند که بیشتر در تشکلهای کشورهای صنعتی مسلط بود، در این باره توضیحات مختصری را لازم می دانم.
سندیکا که در میان یک صنف خاص تشکیل می شود، در شرایطی ظرف متحد شدن و پیشبرد مبارزات و اعتراضات کارگران بوده است. اما با گذشت زمان و سیطره سیاسی و ایدیولوژیک نظام سرمایهداری بر آنها، افکار سندیکالیستی به یک معضل برای جنبش طبقه کارگر تبدیل شده و حتی در برخی از کشورها، از هویت کارگری خارج و به صورت مخدوش، (کارگری - کارفرمایی ) در آمدند. سندیکاها به جای ظرف رزمنده طبقاتی کارگران، امروزه به ابزاری برای مماشات و باز تولید حاکمیت سرمایه داری تبدیل شده است. عمده ترین علت این امر را باید درتسلط حاکمیت سرمایهداری و نفوذ اندیشههای آنان و عدم حضور فعالین و پیشروان کارگری و بعضآ عدم آگاهی طبقه کارگر دانست. نمود عینی و ملموس کارکرد این تشکلها، واگذاری سرنوشت کارگران به عده معدودی از نمایندگان است. بدون اینکه عملکرد آنها از طرف کارگران مورد پیگیری جدی قرار بگیرد، که این امر ناشی از نگرش طبقاتی و ایدئولوژیک سرمایه و نگاه آن از بالا به تشکل و قدرت است، که تاثیر خود را بر طبقه کارگر نیز گذاشته است .
اتحادیهها نیز در کشورهای صنعتی و حتی توسعه نیافته برای کارگران ظرف متحد شدن و پشتوانه محکمی بودند و در شرایطی هدایت کننده حرکت های رادیکال اعتراضی و مبارزات جمعی کارگران به شمار می رفتند. اما به دلایل مختلف، تحت تاثیر فرهنگ حاکم بر جامعه که نشات گرفته از حاکمیت سرمایه داری است، به اندیشه های رفرمیستی آلوده و بخصوص در کشورهای صنعتی به اتحادیه های زرد تبدیل شده اند. در حال حاضر این اتحادیهها، در درون طبقه کارگر، در حال مماشات با سرمایهداری هستند و رفرمیسم به عنوان نگرش حاکم بر این اتحادیهها، از مشکلات در حال حاضر طبقه کارگر است.
آنچه که امروز برای ما روشن است گرایشات رفرمیستی و سندیکالیستی موجود درون طبقه کارگر در جهان، از بیماریهای فکری جنبش اجتماعی کارگران است. چرا که با آن همه توان و نیروی کمی و کیفی در طبقه کارگر، هنوز از چانه زنی بر سر مطالبات و مماشات با سرمایهداری پا فراتر نگذاشته و نمی تواند از چهار چوب سرمایه و مناسبات آن قدمی جلوتر برود.
البته این پروسه ناشی از تسلط اقتصادی و اجتماعی سرمایه بر جامعه و به تبع آن ظرفهای مبارزاتی کارگران است.به این معنا که ما را آموزش می دهند نماینده انتخاب کنیم و همه اختیارات را به او بسپاریم و پیگیر مطالباتمان نشویم. نتیجه این روند، به حاشیه رانده شدن کارگران وتصمیم گیری و حرکت از بالا است.
شوراهای کارگری به عنوان ظرف و ابزار سازماندهی، تشکلی دیگر در میان طبقه کارگر است که برای اعمال قدرت و اراده جمعی شکل گرفته و کارگران هنوز هم به آن امید دارند . ایجاد شوراها ی کارگری از جمله مطالبات روزمره کارگران است. در میان تشکلهای موجود برای کارگران، شورا رزمنده ترین و کارآمدترین ابزار متحد شدن و سازماندهی می باشد، چرا که ما کارگران با اراده مستقیم خود در آن دخالت کرده و در تصمیم گیری آن ذینفع هستیم. اما نظام سرمایه داری با روش های متفاوت سعی در جلوگیری از ایجاد آنها نموده است . شوراهای کارگری بیشتر در شرایط اعتلای جنبش کارگری شکل گرفته و با افت حرکتهای اعتراضی هم دچار ضعف و اضمحلال میشوند .
احزاب وسازمانهای کارگری نیز همگام با پیدایش و رشد سرمایه داری، تشکیل شده و اکنون نیز وجود دارند. آنها به عنوان نمایندگان طبقه کارگر در قدرت سیاسی و پارلمان هم سهیم شده اند، اما به علت داشتن اندیشههای غیر کارگری و جدا شدن از منافع طبقه کارگر، به مماشات و همزیستی مسالمت آمیز با نظام سرمایهداری پرداختند و نتوانستهاند طبقه کارگر را به سوی تغییر نظام سرمایهداری و لغو استثمار انسان از انسان هدایت کنند. اکثر این احزاب فقط خود وافکار مطلق شان را می بینند، دچار سکتاریسم و فرقه گرایی شدهاند و نیز منافع خود را بر منافع جنبش طبقه کارگر ترجیح می دهند. چرا که خود را قیم کارگران می دانند و به نمایندگی و به جای آنها می خواهند تصمیم بگیرند! شکی نیست که طبقه کارگر به حزب و سازمان به عنوان ابزار و ظرف مبارزاتی و سازماندهی نیاز دارد، اما حزبی میتواند حزب کارگران باشد که خود در روند مبارزات کارگری شکل گرفته و متشکل از کارگران فعال، صاحب نفوذ و مورد اعتماد کارگران بوده و درعمل و زندگی واقعی آنها جایگاه خود را بدست بیاورد و در ارتباط تنگاتنگ و ارگانیک با کارگران و مبارزات آنان در محیط های کار و زیست شان باشد.
هر کدام از این تشکلها، که مختصر به آنها اشاره شد در شرایط اجتماعی و تاریخی خاصی شکل گرفتند و پیامدهای مثبت و منفی را برای جنبش کارگری به همراه داشته اند که باید عوامل بوجود آمدن، انحراف و فروپاشی آنها را بررسی کرد و این تجربیات را امروز بکار برد. بی شک تاثیرات این تجربه تاریخی و آثار عملی و نظری آن در درون طبقه کارگر همچنان وجود دارد و در جای خود باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
بنابراین ما کارگران باید به فکر چگونگی متحد شدن و مقابله با پراکندگی باشیم. نظام سرمایه داری در سراسر دنیا با برنامه های جدیدی پای به میدان گذاشته و به نام جهانی شدن و خصوصی سازی، زندگی را بر کارگران و بشریت سخت تر کرده و دست آوردهای گذشته را بازپس می گیرد. وضعیت ما کارگران در ایران در واقع جدای از کل طبقه کارگر جهانی نیست، اما دارای موقعیتهای یکسانی هم نیستیم. ما کارگران ایران از هرگونه تشکل مستقلی محروم هستیم و امروز تجربه تجمع شدن در زیر لوای هیچ یک از این تشکلها را نداریم و در پراکندگی کامل بسر می بریم.
آنچه که ما کارگران در ایران با آن دست به گریبانیم عدم امنیت شغلی، اخراجها، حقوقهای معوقه، دسمزدهای پایین، اضافه کاری اجباری و نیروی عظیم بیکاران و ... است. این در حالی است که حرکتهای انفرادی و حتی کارخانه ای بدون پشتیبانی مراکز کارگری دیگر، با بدست آوردن یک مطالبه و یا شکست قطعی ما کارگران خاتمه پیدا می کند. این دردها ما کارگران را تک تک تهدید می کند و باید به فکر راهکار و برون رفت از این وضعیت باشیم و ضرورت اتحاد و پشتیبانی از همدیگر و نیاز به تشکل را در میان ما صد چندان می کند. اینکه تشکل مورد نظر ما چه نوع تشکلی، چه نامی و چه ساختاری داشته باشد، البته مهم است؛ اما مهم تر از آن، این است که چه درک و بینش و گرایش کارگری و چه اهدافی درشکل گیری آنها نقش دارند و پاسخگوی کدام یک از نیازهای فعلی ما کارگران خواهد بود؟ به عبارت دیگر در این شرایط و با وجود تجربیات گذشته جنبش کارگری، چه راهکاری را باید پیش پای خود و کارگران قرار داد و از کجا باید شروع کرد؟
در خاتمه باید بگویم ما کارگران باید برای دفاع از زندگیمان، در جهت پیشبرد منافع طبقاتی پیش برویم و باید به فکر متحد و متشکل شدن باشیم. این کار را می توان در محلهای کار و زندگی شروع کرد و با ایجاد کمیته های کارگری، اعتراضات را حول مطالبات مان سازمان دهیم و برای همبستگی و پیوند اعتراضات به یکدیگر تلاش نموده و برای بوجود آوردن ظرف مناسب این اتحاد سراسری و طبقاتی بکوشیم. چرا که اتحاد و متشکل شدن تنها راه چاره ما کارگران است و باید گفت: کارگران؛ برای رهایی، باید متحد شد.
وفا قادری
شهريور 1387
گفتگوی بهزاد سهرابی با صديق سبحانی یکی از کارگران نساجي کردستان، به بهانه اعتراضات اخیر کارگران آن مرکز
به نقل از نشريه جنبش کارگري شماره 3
سهرابی . با عرض سلام خدمت شما، از اینکه این اجازه را به من دادی تا در مورد اعتراضات نساجی کردستان با شما مصاحبه ای داشته باشم، ممنون هستم. ابتدا از شما خواهش میکنم برای اینکه خوانندگان نشریه جنبش کارگری بیشتر با شما آشنا شوند خودتان را معرفی کرده وبفر مائید سابقه کار شما در نساجی کردستان چند سال می باشد؟
سبحانی. من هم خدمت شما بهزاد عزیز سلام و خسته نباشید میگم و همچنان از دست اندرکاران نشریه ی جنبش کارگری و کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ، تشکر و قدردانی کرده و آرزوی موفقیت دارم. من صدیق سبحانی متولد 1344 در روستای سپیران که در خانواده ای زحمتکش و کشاورز و سنتی به دنیا آمده و مانند دیگر کودکان کار، در سن 8-7سالگی وارد بازار کار شدم. در سال 1357 برای ادامه ی تحصیل به شهر سنندج آمدم و بعد از تعطیلات مدارس برای اینکه بتوانم درسم را ادامه دهم به شهرهای تهران، کرج، بندر عباس و اهواز می رفتم و کار می کردم. با این وجود به دلیل عدم پشتیبانی مالی ترک تحصیل کردم. علیرغم میل باطنی خودم به سربازی رفته واز ادامه تحصیل محروم شدم. بعداز خدمت سربازی دوباره در شهرهای تهران، کرج، آبیک و اهواز مشغول به کار کارگری (کارگر ساختمانی ) شدم . در سال 1369 در کارخانه نساجی کردستان استخدام و اکنون مدت هیجده سال است که دراین مرکز مشغول به کار هستم. وحدود3 سال است که عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری می باشم.
سهرابی. با تشکر از توضیحات شما. دوست عزیز ، صدیق سبحانی ، می خواهم کمی به گذشته برگردم یعنی به سال 1384 که کارگران نساجی کردستان برای دفاع از مطالبات کارگری خود دست به اعتصاب زدند که این اعتصاب در جنبش کارگری ایران نبرد 57 روزه نام گرفت. در مورد چگونگی این اعتصاب و دلائل شروع آن برای خوانندگان ما توضیح دهید و در صورت امکان مطالباتی که در دستور کار قرار داده شده بود را بازگو نمائید.
سبحانی. بله در اینجا لازم است من هم به گذشته برگردم ، درواقع اعتراضات کارگران به قبل از سال 1383 برمی گردد و کارگران سالن بافندگی بارها بعلت عدم بهداشت آبدارخانه، محیط کار و اخراج همکاران خود اعتراض کرده و موفق شده اند ،اما در سال 1383 با نامه ای که از طرف آقای فروزنده مدیر کل بنیاد جانبازان و مستضعفان برای تعطیل کردن سالن بافندگی آمده بود این سالن را تعطیل کردند. ناگفته نماند بعد از تعطیلی سالن بافندگی وی از سود دهی سالن بافندگی می گفت و عنوان می کرد سود کار خانه ناشی از تولید در قسمت بافندگی کار خانه بود. سالن بافندگی 170 نفر کارگر رسمی و قراردادی داشت. کارفرما واداره کار به تمامی کارگران رسمی و قراردادی اعلام کردند، اگر تا پایان 31 شهریور ماه سال 83 تسویه حساب نکنند، بعد از پایان قرار داد بیمه بیکاری به آنها تعلق نخواهد گرفت. به این وسیله توانستند کارگران قرار دادی را فریب دهند و به ازای هر سال، سه ماه ونیم حقوق ومزایا به آنها پرداخت وبا آنان تسویه حساب کنند. کارگران رسمی سالن بافندگی به مدت 3 ماه بی آنکه کاری انجام دهند هر روز به کار خانه مراجعه و هرماه حقوق خود را با سایر کارگران دریافت میکردند. ( لازم به ذکر است که کارگران رسمی از کارگران قرار دادی پشتیبانی نکردند.)
از اینکه به آنها کاری محول نمیشد افسرده و بی حوصله شدند. در دوم مهر ماه 83 در نماز خانهی اداری کارخانه دست به اعتصاب غذا زدند، که که این اعتصاب غذا اول برای مدیریت بی اهمیت بود، تا اینکه کارگران سالن ریسندگی به پشتیبانی آنها ، دست از کارکشیدند و بکلی تمام قسمتهای کارخانه تعطیل شد. طوری که تمام مسئولین استان و مدیریت کارخانه را وادار کردند به خواست کارگران اعتصابی تن دهند و وادار به مذاکره شوند.کارگران اعتصابی به ازای هر سال ، 8 ماه حقوق و مزایا را خواستار بودند. هیئت مدیره شرکت به ازای هر سال ، 6 ماه را قبول کرده بود و فردی به نام علی افشاری که قائم مقام بنیاد بود و حالا در صدای آمریکا به عنوان فعال حقوق بشر!! صحبت می کند ، برای کارگران تیغ می کشید و آنها را تهدید میکرد و به ازای هر سال 5/4 ماه مزایا به کارگران دادند و به ازای هر سال 5/1 از کارگران غصب کردند و بخاطر این خوش خدمتی از هیئت مدیره پاداش خوبی گرفتند!. حال برگردیم به سوال شما در مورد اعتصاب 57 روزه که در کارخانه نساجی اتفاق افتاد. اعتصاب 57 روزه در اصل در دوم مهر ماه 84 شروع و در مورد وعدهائی بود که مدیریت می خواست آنطور که خود می خواهد به کارگران قراردادی تحمیل کند که کاملا به ضرر کارگران قراردادی تمام می شد. بدین صورت که اگر کارفرما ،هر وقت خواست ،طبق بند 7 قرارداد بتواند بدون هیچ قید و شرطی کارگر را اخراج کند و کارگران حق هیچ گونه اعتراضی را نداشته باشند. کارگران شیفت صبح بی آنکه به مفاد قرارداد توجه کنند آن راامضاء کردند. کارگران شیفت بعدازظهر که متوجه شده بودند نه تنها آن را امضاء نکردند بلکه قراردادها را پاره کرده و بدور انداختند .و همین باعث شد تا مدیریت کارخانه دستور اخراج آنها را صادر کند و از آمدن آنها بر سر کارهایشان جلوگیری شود. شورای اسلامی کارخانه دستور مدیریت را نادیده گرفت، و آنها را بر سر کارهایشان برگرداند. اما مدیر تولید آقای عزیزی به کارگران گفت هرچه زحمت بکشید و تولید کنید برای کارخانه بی اهمیت و ارزشی ندارد و اگر مشکلی پیش آید باید خودتان جواب گو خسارت احتمالی باشید. اعتصاب از شیفت بعد از ظهر شروع شد و روز بعد هر چهار گروه سه شیفت ، دست از کار کشیدند و خواستار برگشت به کار همکارانشان شدند.
سهرابی. به نظر شما کارگران با این اعتصاب به خواست های خود رسیدند؟ یا اگر در کسب مطالبات خود موفق نبودند ،دلیل عدم این موفقعیت را چگونه ارزیابی میکنید ، توضیح دهید؟
سبحانی .لازم است عرض کنم اعتصاب 57 روزه کارگران کارخانه نساجی در دوم مهرماه 84 اتفاق افتاد و خواست و مطالبه کارگران بازگشت به کار همکارانشان بود که مدیریت در مقابل این خواست لجاجت نشان داد، و کارگران تصمیم گرفتند تا همکارانشان بر سر کار برنگردند، به اعتصاب خود ادامه دهند. همانطور که گفتم اعتصاب به طول انجامید و مدیریت برای به شکست کشیدن اعتصاب به هر کاری دست میزد. کارگران برای اینکه مدیریت نتواند اعتصاب را به شکست بکشاند، خواستار مجمع عمومی شدند و نمایندگان خود را (شورای اسلامی کار) وادار کردند تا مجمع عمومی تشکیل دهند و فقط مطالبات کارگران را دنبال کنند.
خواسته ها و مطالبات کارگران در مجمع عمومی اول: 1- بازگشت به کار همکاران 2- بستن قرارداد دسته جمعی 3-تعطیلی کلیه قسمتهای کارخانه شامل کمپرسور، تاسیسات، هوای صنعتی، تهویه و برق بود. که این حرکت و تصمیم گیری کارگران، حرکتی بی نظیر بود و تمام کارگران کارخانه منجمله قسمت اداری و نگهبانی همه به آن پیوستند و تمام کارگران که 450 نفر بودند ، به جز 6 نفر از آنها که با مدیریت همکاری میکردند و اعتصاب شکن بودند، بقیه کارگران در اعتصاب شرکت داشتند. در مجمع عمومی دو خواست دیگری مطرح شد: 1- طرح طبقه بندی مشاغل 2- مدیریت در هیچ شرایطی حق نداشته باشد کارگران را اخراج و بیکار کند.به خاطر مصمم بودن کارگران درادامه اعتصاب مسئولین استان، در استانداری کردستان کمیسیون کارگری تشکیل دادند ودر آن کمیسیون کارگری که نمایندگان کارگران نیز حضور داشتند ، 8 ماده به تصویب رسیده بود. که نمایندگان کارگران از امضای آن خود داری کرده بودند. نتیجه کمیسیون کارگری که همان 8 ماده بود را به میان کارگران آوردند و در نمازخانه اداره ، تک تک ماده ها برای کارگران خوانده شد و کارگران همه ماده ها را رد کردند، میرفت بین کارگران تفرقه ایجاد شود، برای جلوگیری از آن تفرقه ، کارگران از شورای اسلامی درخواست مجمع عمومی سوم برای روز بعد را کردند.تا در آن مجمع عمومی هرکس نظر خود را بدهد و تصمیم گیری شود. لازم به ذکر است در هر مجمع عمومی نمایندگان گزارشاتی را که داشتند ، ارائه میکردند و بعد از طرف کارگران هیئت رئیسه ای انتخاب می شد و نظرات و پیشنهادات را یادداشت می کردند و به رای گذاشته می شد. و بر همان اساس در دستور کار نمایندگان قرار می گرفت .همان طوری که عرض کردم مجمع عمومی سوم در نمازخانه اداره تشکیل شد و نظرات و پیشنهادات از طرف کارگران ارائه وخواسته های دیگری را به مطالباتشان اضافه کردند ،که مابه التفاوت طرح طبقه بندی مشاغل از سوی کارفرما پرداخت و حقوق و مزایای زمان اعتصاب، هرچند ماه که طول بکشد باید کارفرما آن را پرداخت کند. این مطالبات به اضافه مطالبات دیگر در دستور کار قرار داده شد، خبر دادند که از بنیاد جانبازان و مستضعفان از نمایندگان خواسته اند که به تهران بروند، نمایندگان به تهران رفتند و با آقای کیانی ملاقات کرده بودند، نام برده به آنها گفته بود به اعتصاب پایان دهید و من قول می دهم هرآنچه از دستم برآید دریغ نکنم.! به گفته نمایندگان اشک تمساح ریخته بود. ملاقات با کیانی بین نمایندگان تفرقه انداخته بود وقتی همه برگشتند در میان کارگران تفرقه ایجاد شد. اما برای جلو گیری از این تفرقه قبلاً کمیته حمایت از اعتصاب تشکیل شده بود و کارگران چیزی از کمیته حمایت از اعتصاب نمی دانست و آنها را نمی شناختند. اما کمیته اعتصاب خیلی آگاهانه عمل میکرد و از شکست اعتصاب به خوبی جلوگیری کرد. کارگران از نمایندگان خود خواستار مجمع عمومی دیگری شدند، تا از آن تفرقه و دو دستگی جلوگیری کنند. مجمع عمومی چهارم تشکیل گردید. تصمیم نهایی کارگران این شد، تا به تمامی خواست ها و مطالبات خود نرسند ، اعتصاب را ادامه دهند! . و رای برآن شد تا اعتراضات خود را به بیرون از کارخانه انتقال دهند. تصمیم گرفته شد، که بعد از مجمع عمومی ، بیرون از کارخانه با راهپیمایی مسیر کارخانه تا شهر سنندج را طی کنند. این راهپیمایی شروع شد . ( حدود یک کیلومتر) در جلو کارخانه شاهو، تعداد زیادی از نیروی نظامی مسیر ما را سد کرده و از ادامه راهپیمایی جلوگیری کردند. اول آنها می خواستند برخورد فیزیکی کنند، اما چون دیدند با فشار و زور کارگران وادار به عقب نشینی نخواهند شد ، و کارگران عزم را جزم کرده اند ، تا به راهپیمایی خود تحت هر شرایطی ادامه دهند ، با زبانی آرام با کارگران وارد گفتگو شدند و کارگران از آنها قول گرفتند که به خواست و مطالبات آنها امروز باید رسیدگی شود، آنها قول دادند اگر به کارخانه برگردید فوري در کارخانه تشکيل جلسه داده و به مطالبات شما جواب خواهيم داد. در ساختمان اداري کميسيون کارگري ازطرف مسئولين استان با مدير کارخانه و نمايندگان کارگران تشکيل شد. درآن کميسيون ده ماده تصويب شده بود که با فشار و تهديد ، نماينده کارگران را وادار به پذیرش آن ده ماده کرده بودند. اما مدير کارخانه از امضاي آن خود داري کرده بود. کميسيون کارگري که نتيجه اش ده ماده بود، در نمازخانه ساختمان اداري تک تک ماده هاي آن را برای کارگران خواندند . حدوداً چهل درصدي به خواست و مطالبات کارگران جواب داده شده بود و اين باعث شد کارگران بر سر دو راهي قرار بگيرند ،از طرفي ديگر نيروي انتظامي و امنيتي بي اندازه به کارگران و نمايندگان فشار مي آوردند که به سر کار برگردند، و دستگاه ها را استارت کنند. کارگران هم مي گفتند هرگز اينکار را نخواهيم کرد بايد مديريت يا يکي از مسئولين استان دستگاه ها را استارت کرده و کتباً امنيت شغلي و مطالبات ما کارگران را تضمين کنند، تا ما بر سرکارهايمان بر گردیم . کسي حاضر نشد تضمين بدهد و اعتصاب ادامه پیدا کرد. کارگران برای برون رفت از اين سر در گمي خواستار مجمع عمومي فوق العاده شدند و طي اعلاميه ای از تمام کارگران خواسته شد تا درآن مجمع عمومي شرکت و تصميم گيري نهايي گرفته شود. روز بعد مجمع عمومي تشکيل شد و کارگران هر کدام پيشنهادات و نظرات خود را گفتند و به رأي گذاشته شد و موارد ذيل به تصويب رسيد. کارگران تأکيد کردند :
1. تا به تمام مطالبات خود نرسند، باید اعتصاب با فشار بيشتري ادامه داشته باشد.
2. خود مدير عامل در کميسيون کارگري استان حاضر ومتعهد به اجرای خواست و مطالبات کارگران شود.
3. تا رسيدن به مطالبات خود ،اعتراضات را بيرون از کارخانه ادامه دهند.
4. شماره حسابي برای در خواست کمک مالی اعلام شود.
5. صندوق کمک مالي در روز جمعه به مسجده جامع، فرجه و بهاران برده ومسئول هر صندوق تعیین شود.
6. بعد از مجمع عمومي اعتراض خود در داخل شهر ادامه دهند.
به محض تمام شدن مجمع عمومي و حرکت کارگران به بيرون از کارخانه ، متوجه شدند که نيروي انتظامي نه تنها دور تا دور کارخانه را گرفته بلکه جاده کمربندي همدان ،کرمانشاه ، توسط پلیس محاصره و از بيرون رفتن کارگران جلوگيري می کردند. طوري که هميشه نيروهای انتظامي در آماده باش کامل بسر مي بردند و از صندوق هائی که قرارشد به مسجد جامع برده شود جلوگيري به عمل آمد و قول مساعد دادند بطور حتم مديريت را وادار خواهند کرد به خواست و مطالبات کارگران گردن نهد، چرا که حق با کارگران است. به علت پافشاري و مصمم بودن کارگران کميسيون کارگري در ساختمان اداري تشکيل شد و نتيجه ي کميسيون کارگري اين بار، تا 80 درصد به نفع کارگران تمام شد و مدير عامل شرکت را به زور وادار کردند بايد به مطالبات کارگران گردن نهد و متعهد شود. کارگران به مطالباتي که مطرح کرده بودند دست يافتند. اما مديريت خيلي زيرکانه از راهي ديگر وارد شد و تمام دست آوردهائی را که کارگران بدست آورده بودند را ازآنها گرفت . علت آن خامي ، عدم تجربه و عدم آگاهي بود.
سهرابی .آیا شما در طول این 57 روز فقط در محیط کارخانه اعتراض خود را ادامه دادید؟ توضیح دهید نقش خانوادههای شما در این اعتصاب چگونه بوده؟
سبحانی .خير، قبلاً هم گفتم در طول آن 57 روز دو بار از کارخانه خارج شديم و هر بار نيروهاي انتظامي ما را متقاعد می کردند ، و دوباره به کارخانه بر مي گشتیم. البته نه با زور، چون آنها مي دانستند اگر ما را هم می کشتند بر نمی گشتیم، اما چون آنها از طرف مسئولين استان به ما قول مي دادند و به قولشان عمل مي کردند ما هم به داخل کارخانه مراجعه می کردیم . در مورد خانواده هايمان که در قسمت دوم سؤال شما آمده ، بايد بگويم خانواده هايمان خواهان اين بودند که در اعتصاب و اعتراض ما شرکت کنند و آمادگي لازم را داشتند، اما فشار ما کارگران به مسئولين و مديريت طوري بود لازم نمي کرد آنها را در اعتراضات و اعتصابات درگير کنيم .
سهرابی. آیا در حین اعتصاب کارگران نساجی کردستان ، دیگر مراکز کارگری از شما حمایت کردند؟ در صورت مثبت بودن جواب ،این حمایتها چگونه صورت گرفته ، توضیح دهید.
سبحانی .در طول اعتصاب کارگران نساجي کردستان ، شفاهاً مي گفتند از طرف تشکلات کارگري داخل و خارج مورد حمايت و پشتيباني قرار گرفته ايم اما در حقيقت نميدانم تا چه حد صحت داشت.
سهرابی. دلیل اینکه شما این اعتصاب را به بیرون از کارخانه هدایت نکردید چه بود؟ آیا موانعی خاصی وجود داشت؟
سبحانی. نه اينکه کارگران نمي خواستند ، این اعتراضات به بيرون از کارخانه هدایت شود، اما براي هر حرکتي ، یک راه کار درست را باید انتخاب کرد. بايد برنامه ريزي درست و دقيقي داشته باشيد . بايد فکر کرد و پيش بيني هاي لازم را کرده باشي و اگر خواستيد اعتراضات به بيرون از کارخانه هدایت شود، بايد موانع را شناخت و چگونگی حل این موانع را دانست ، تا موجب سرخوردگي و شکست نشود. ما کارگران نه ماجرا جوهستیم و نه دنبال قهرمان می گردیم . به عنوان يک کارگر و يک شهروند حق کار ، زندگي و خواهان يک زندگي مناسب و شرافت مندانه را داریم . ما ثابت کرديم مطالبات ما کارگران عيني است. چرا که تمام مسئولين استان اين حق را به ما دادند و وقتي خواستيم اعتراضات خود را به بيرون از کارخانه ببريم هيچگونه درگيري پيش نيامد.این محصول يک برنامه ريزي درست و قابل قبول بود. درآن اعتصاب و اعتراضات 57 روزه که از دوم مهر ماه تا 28 آبان ماه ادامه داشت، 4 مجمع عمومي و يک مجمع عمومي فوق العاده تشکيل داده شد.
سهرابی. با تشکر از توضیحات شما، اگر اجازه دهید میخواهم در مورد اعتراضات جدید شما وارد بحث شوم. ابتدا توضیح دهید اعتراضات اخیر بر چه اساسی شروع شده و ادامه این اعتراضات ، آیا بنظر شما در راستای همان مطالبات کارگران و بی حقوقیهای تحمیلی کارفرما که باعث اعتصاب 57 روز شده بود نیست؟ و شروع اعتراضات جدید که تا به امروز ادامه دارد از چه تاریخی آغاز شده است؟
سبحانی. بله . تا زمانيکه سرمايه داري وجود داشته باشد، بنا به خصلت بورژوازي در اعمال بی حقوقی ها ، اعتراضات کارگری هم وجود خواهد داشت . واعتراضات اخير کارخانه نساجي کردستان در همان راستاي بي حقوقي هائی بود که کارفرما ، هر روز به بهانه هاي مختلف به خواست و مطالبات کارگران حمله مي کرد. و کار و زندگي را بر اين قشر زحمت کش تنگ و تنگ تر کرده بود. اعتراضات کارگران بر مي گردد به سال 1380 تا به امروز. در سال 1384 شدت بيشتري يافت و امسال 1387 کارفرماي شرکت با انحلال کارخانه مي رود نه تنها کار را از کارگران بگيرد بلکه با اين کار،مي خواهند همان سفره ي خالی و بي رونق را از کارگران بد زدند.! فقر و گرسنگي زائده سيستماتيک نظامهاي سرمايه داري است . در واقع نساجي کردستان را مي خواستند در سال 1384 به کلي تعطيل کنند ، ولي بخاطر مقاومتي که کارگران از خود نشان دادند نتوانستند به آن اهداف شوم خود برسند. در خرداد ماه سال 1386 تعداد 22 نفر از کارگران قراردادي را اخراج کردند. آنها خيلي مقاومت کردند تا بسر کارهايشان برگردند . اما متأسفانه بدليل عدم پشتيباني از طرف همکاران ،کارفرما خيلي ساده موفق شد و توانست آنها را وادار به تسويه حساب کند. عدم پشتيباني کارگران از همکاران اخراجي بنفع کارفرما تمام شد و ذهنيت کارفرما ، براي آخرين حمله به کارگران را آماده کرد. و اول سال 1387 به بهانه هاي مختلف که کارخانه ضرر مي دهد، بدهکار بانکها وادارا ت است ،توانايي دادن حقوق کارگران را ندارد و امسال بنياد 300 ميليون تومان کمک کرده و ديگر کمک نمی کند، و گره مشکلات ما را اداره دارايي مي تواند باز کند وگرنه کارخانه نمي تواند ادامه حيات بدهد ... و از این قبیل بحث ها ، و نهایتا صدور بخشنامه ای مبنی برتسویه حساب با کارگران !!. به این ترتیب حقوق خرداد را پرداخت نکردند و مواد اوليه به بهانه ی اينکه نقدينگي نداریم خریداری نشد . کارگران در يافتند که کارفرما مي خواهد کارخانه را تعطيل و همه کارگران را بیکار کند. اعتراضات کارگران از اول مراد ماه 1387 آغاز شده است.
سهرابی. ممنو ن از شما صدیق سبحانی .در راستای دستیابی به مطالبات خودبه کدام ارگانها مراجعه و مسئولین مربوطه درقبال خواست و مطالبات شما تا کنون چه اقدامی راانجام داده اند؟
سبحانی. بهانه ي مديريت کارخا نه بدهي به دارائي بود و مرتب تکرار مي کردند که فقط دارايي مي تواند اين گره را باز کند و از تعطيلي کارخانه جلوگيري و ادامه کار داشته باشد. کارگران در نيمه اول مرداده ماه 87 طي فراخواني خواستار مجمع عمومي و تعیین نمايندگان جهت حل و فصل بحران بوجود آمده شدند. مجمع عمومي تشکيل شد و کارگران پنج نفر را به عنوان نماينده و دو نفر علي البدل را انتخاب کردند. نمايندگان مکاتباتي با ارگان هاي ذيل را داشته اند.
دارايي ـ سازمان کاروامور اجتماعي ـ حراست سازمان کار و امور اجتماعي ـ سازمان صنايع ـ فرمانداري ـ استانداري کردستان ـ نمايندگان مجلس ـ رياست جمهوري ـ معاون حقوقي رياست جمهوري و درکل مسئولان کشوري ازهر طريق ،اينترنت و مطبوعات . جائي نمانده است که با آنها مکاتبه نکرده باشيم . مسئولين استان کردستان هم ظاهرامخالف تعطيلي نساجي کردستان هستند. و در اين بابت هرآنچه از دست شان برآمده دريغ نکرده اند و حتي حاضر شده اند برای ادامه کاري کارخانه و جلوگيري از تعطيلي شرکت نزديک به 8 ميلیارد تومان با نظارت استانداري کردستان در اختيار مديريت شرکت قرار دهند. اما مديريت از نظارت استانداري ابراز نگرانی کرده است. مسئولين استان کردستان خصوصاً استانداري با سهامدار کارخانه نساجي کردستان آقاي جديد ساز و رئيس کل بنیاد مستضعفان و جانبازان آقاي فروزنده گفتگو و صحبت کرده اند و حتي ازآنها خواسته است، که شرکت را تعطيل نکنند. اما تا بحال هرچه تلاش شده است بي نتيجه مانده و بهانه ي مديريت نساجي کردستان واهي و دروغ محض است. اين بهانه ي بدهکاري و غيره فقط هدف تعطيل کردن نساجي کردستان و جمع آوري سرمايه و اخراج و بيکاري کارگران است . تلاش مسئولين استان در مورد دست یابی مطالبات ماکارگران که شامل ، استمرار و ادامه کار، درکارخانه و پرداخت حقوق معوقه بود ، تا کنون بي نتيجه مانده است .
سهرابی. به نظر شما موانع اصلی کارگران ، درجهت دستیابی به مطالبات خود، با توجه به اعتراضاتی که صورت میگیرد و گاها نا موفق می باشد چیست؟ و چاره آن را در چه چیز میبینید؟
سبحانی. به نظر من عدم موفقيت کارگران در دسيت يابي به مطالبات حقه خود ضعف مالي است . سيستم سرمايه داري آگاهانه طبقه ي کارگر و زحمتکش را گرسنه نگه ميدارد، تا مجال فکر کردن و تصميم گيري نداشته باشد و نتواند بيش از اندازه مقاومت کند.
اگر هم کارگري معتقد به دورنماي مبارزه طبقاتی باشد ، به خاطر مشکل مالی که نان آور چند نفرمی باشد و همچنان با تورم افسار گسیخته ای که در جامعه موجود است کمرش خرد میشود و این عوامل باعث میشود تا اعتراضات کارگران برای خواست و مطالبات برحق خود ناموفق باشد، چاره ما کارگران و طبقه زحمت کش تنها در اتحاد ،همبستگی و تلاش برای ایجاد تشکل های کارگری و تعیین نمایندگان منتخب خود می باشد. ما کارگران برای اینکه از این وضعیت اسف بار خلاص شویم در محیطهای کارگری باید برای ایجاد تشکل مستقل کارگری تلاش کنیم.
سهرابی.من یک خبر خوشحال کننده در رابطه با برگزاری مجمع عمومی مشتر ک کارگران چند کار خانه در سنندج را شنیدم و بی شک ، این می تواند نقطه عطفی برای تشکل یابی کارگران باشد و گویا کارگران نساجی کردستان هم در آن مجمع عمومی حضور داشته و در رابطه با مشکلات کارگری خود و همچنین حمایت از دیگر مراکز کارگری و بطور مشخص در رابطه با لاستیک سازی البرز و نیشکر هفت تپه ، تصمیماتی را اتحاذ نموده اند، لطفا تاریخ بر گزاری و مباحثی که در آن مجمع عمومی مطرح شده را در صورت امکان برای خوانندگان ما بیان کنید.
سبحانی. همانطور که شما گفتید ما کارگران تنها با اتحاد و همبستگی می توانیم ازحق و حقوق خود دفاع کنیم و نگذاریم صاحبان سرمایه به ما تعرض کنند . اما درمورد مجمع عمومی مشترک کارگران در سنندج که شما به آن اشاره داشتی ما درچنین مجمعی شرکت نکرده ایم یا بهتر بگویم همچین چیزی وجود نداشته تا شرکت داشته باشیم !! چرا که نه ما کارگران نساجی از آن اطلاع داریم و نه نمایندگان ما .! اگر کسی چنین چیزی گفته جای تعجب دارد و باید بر رسی شود.
سهرابی. عجب !!! ممنون. سوال آخر اینکه ، آیا مبارزه کارگران تنها باید در راستای مطالبه حقوق و امنیت شغلی و ...باشد، بنظر شما کارگران برای رهائی از تمامی مشقات ونا برابری های موجود که زائده سیستم سرمایه داری است، باید چه تدابیری را در دستور کارخود داشته باشند؟
سبحانی. لازم است به گذشته برگردیم و آن اینکه در طی مبارزات طبقاتی کارگران و جان فشانی هایی که شده بود ، بورژوازی و سیستم سرمایه داری در مقابل پیشروی جنبش طبقه کارگر، مجبور و حاضر شد امتیازاتی از قبیل 8 ساعت کار در روز، بیمه تامین اجتماعی، بیمه بیکاری و بازنشستگی، را بپذیرد، یا بهتر بگویم ، درواقع به بورژوازی و سرمایه داری تحمیل شد. امروز سرمایه دار و بورژواها میخواهند آنها را از کارگران بگیرند و مانند نوعی کالا از کارگر استفاده کنند. حقیقتاً به این فکر افتاده اند تا نه تنها کارگران امنیت شغلی نداشته باشند بلکه سفره بی رونقی را هم که دارند از طبقه کارگر بگیرند تا هرچه بیشتر بتوانند طبقه کارگر و زحمت کش را استثمارو سود بیشتری به سرمایه هایشان اضافه کنند.
به سوال شما برمی گردم ، که مبارزه و اعتراضات کارگران در راستای هجوم سرمایه داری به دست آوردهایی است که کارگران طی پروسه ای از مبارزه به سرمایه داران تحمیل کرده بودند .بی حقوقی، نا امنی شغلی، تعرض به سفره خالی کارگران همیشه زائده سیستم سرمایه داری بوده و هست و صرفاً طبقه کارگر در همین راستا ، طلب حقوق معوقه و امنیت شغلی دست به اعتراضات و اعتصاب می زنند. طبقه کارگر برای اینکه بتواند از این نابرابری و بی حقوقی و مشقات روزمره ای، که سرمایه داران به کارگران تحمیل کرده اند ، و هر روز به فشارخود می افزایند ، رها یا بند، باید همان طور که قبلا عرض کردم ،با اتحاد و همبستگی ، تلاش برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری را در دستور کار خود گذاشته و برای برون رفت از این وضعیت اسف بار که سرمایه داری به وجود آورده است ، طبیعتا تنها راه چاره، اتحاد و همبستگی در راستای مبارزه با نظام سرمایه داری می باشد.
سهرابی . با تشکر از شما دوست عزیز صدیق سبحانی. از اینکه تجاربی از روند اعتصاب و اعتراضات کارگران نساجی کردستان را برای ما و دیگر کارگران بیان کردی بی شائبه سپاسگزارم. ما بر این عقیده هستیم که انتقال تجارب و چگونگی روند اعتراضات کارگری می تواند برای آینده ،چراغ راه و آئینه ای تمام نما باشد که کارگران بتوانند از این تجارب به نفع خود در اعتراضات بعدی سود جسته و از آن برای ادامه این کشمکش طبقاتی استفاده کنند. در آخر برای شما و تمامی کارگران آرزوی پیروزی و موفقیت را دارم، زندگی پر از رفاه و آزادی ، بدور از استثمار، تحقیرو تبعیض شایسته ماست و این ممکن نمیشود مگر با همت و اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران . به امید آن روز.
سبحانی . من هم از شما کمال تشکر را دارم به امید پیروزی طبقه کارگر .موفق باشید.
شهریور 87
مصاحبه بهزاد سهرابی با یدالله خدری یکی از نمایندگان کارگران نساجی کردستان
( این مصاحبه از روی نوار صوتی پیاده شده )
سهرابی . با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز و گرامی ، قبل از هر چیز اگر ممکن است خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید.
خدری . با سلام به شما اقای سهرابی، من یدا الله خدری کار گر نساجی کردستان هستم که حدودا 18 سال در این مرکز مشغول به کارمی باشم. من قبلا استخدام رسمی بودم که چند سال پیش اخراج شدم و اکنون به صورت قراردادی در کارخانه نساجی کردستان مشغول به کار هستم. من قبلا در قسمت مقدمات بافندگی و بعدا به عنوان مکانیک دستگاههای بافندگی مشغول به کار بوده که بعد از بستن سالن بافندگی، در قسمت ریسندگی مشغول به شدم.
سهرابی . اگر ممکنه در رابطه با اعتراضات جدید کار گران نساجی کردستان و روند چگونکی این اعتراضات که هنوز ادامه دارد، توضیح دهید.
خدری . در رابطه با اعتراضات نساجی کردستان، ما کارگران این کار خانه حدود 4 ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده ایم و هیئت مدیره، طی بخشنامهائی تصمیمات خودش را کتبا اعلام و عنوان نمود که تا تاریخ 31 شهریور 87 باید کلیه کار گران خود را به امور اداری معرفی و با این کارخانه تسویه حساب کنند. این یعنی عدم رعایت حق و حقوق کار گران و سوابق آنان و زیر پا گذاشتن حقوق شهروندی و صنفی کار گران. کار فرما میخواهد با پرداخت یک مبلغ ناچیز و با توجه به بحران و تورمی که در جامعه وجود دارد با ما کارگران نساجی تسویه حساب کند!!. و ما را از کار خانه بیرون کنند. اعتراضات ما از بدو تصمیم هیئت مدیره شروع شد. ما در ابتدا به صورت متناوب در داخل کارخانه اعتراض خود را شروع کردیم و بعد از اینکه مواد اولیه کار خانه تمام شد و در پی بخشنامه صادر شده مبنی بر تسویه حساب با کارگران و با توجه به سیاستهای آشکار هیئت مدیره، ما تصمیم گرفتیم که به طور جدی از منافع خود دفاع کنیم. برای اولین کار ما در مقابل درب ورودی کار خانه دست به تجمع زده و به تصمیمات هیئت مدیره اعتراض کردیم. ( از اول مرداد ماه امسال اعتراضات ما شروع شد ) بعد از پایان تعطیلات تابستانی یعنی 15 مرداد اعتراضات ما حالتی جدی به خود گرفت و ما مطالبات و خواست های خودمان را بصورت کتبی به اداره کار، استانداری، اداره صنایع و دیگر ارگانهای ذی ربط ارسال کردیم و متاسفانه تا کنون هیج نتیجهای از آن نگرفته ایم. ما تصمیم گرفتیم که اعتراضات خود را به جلو استانداری انتقال داده تا بتوانیم از حقوق خود دفاع کنیم در این را بطه ما از روز یکشنبه تا امروز که 21 شهریور است به مدت 5 روز میباشد که هر روز در مقابل استانداری کردستان دست به تجمع میزنیم و میخواهیم صدای خود را به گوش مسئولین استان برسانیم!! اما تا کنون هیچ نتیجهای عاید ما نشده.یعنی در این ماه مبارک رمضان هم و در آستانه باز گشائی مدارس، نسبت به پرداخت حقوق که برای امرار معاش ما و خانودههایمان حیاتی است، مسئولین استان و هیئت مدیره کارخانه هیچ اقدامی را صورت ندادهاند.
سهرابی . در مورد مطالباتی که در دستور کار شما میباشد و آنچه که شما در حین اعتراضات به آن اشاره دارید اگر ممکن است بیشتر توضیح دهید و در صورت امکان مطالبات مشخص خود را بیان نمائید.
خدری. ما جند مطالبه کارگری داریم. یکی از آن مطالبات که برای ما ضروری و حیاتی است استمرار کار در محل کارمان است و بعدا دریافت حقوق معوقه میباشد. حتی آن حداقل قوانین کار هم به نفع ما نبوده و کارفرما با توجه و با اتکا به همین قوانین اداره کار میخواهد ابتدائی ترین حق ما را که کار و استمرار کار است را از ما بگیرد. یعنی آن جوی باریکی که ما میتوانیم در حد بخور و نمیر ازش استفاده کنیم، میخواهد آن را هم از ما بگیرد. پس حیاتی ترین شعار و خواست و مطالبه ما ادامه کار و استمرار کار در محل کار خود مان میباشد و بر این مطالبه پا فشاری خواهیم کرد چرا که این حق ماست. آلان ما کارگران حدود 4 ما است که حقوق خود را دریافت نکردهایم که این هم یکی دیگر از خواستهای ما میباشد.
سهرابی. ما کارگران هر روز شاهد بی حقوقی و پایمال شدن حقوقمان از طرف سر مایه دارن و صاحبان سرمایه هستیم، کارگران در ایران هر روز به اشکال مختلف از حقوق خود اما در شکل پراکنده آن، ازحقوق خود دفاع میکنند، اما گاها ما شاهد آن هستیم که این اعتراضات به آن نتیجه دلخواه نمی رسد، شما دلیل این عدم مو فقیت را در چه چیز ارزیابی می کنی؟ سد و موانع را در چه چیز میبینی؟
خدری. این سد و موانع در خصلت جامعه سرمایه داری است. سرما یه داران و صاحبان سرمایه، حرص و طمع سیری ناپذیری دارند. اینها تا آنجا که توان داشته باشند و براشون مقدور باشه هر کاری را بر علیه ما انجام میدهند. اینها حتی به سفره خالی ما دست درازی میکنن و این حداقل دستمزد بخور و نمیر را از ما میگیرند و به سودهای خودشان اضافه می کنند. صاحبان سرمایه از هیچ جنایتی روی گردان نیستن . یعنی حرص و طمع سر مایه داران آنقدر زیاد است که جون انسانهای کار گر و زحمتکش و فقیر برای آنها هیچ معنی و ارزشی ندارد. و اینان در رابطه با اصل 44 قانون اساسی میخواهند به هر طریق ممکن همه چیز را خصوصی کرده و به زندگی ما لطمه سنگینی وارد میکنند. به این دلیل سرمایه داران با هم متحد هستند و ما در عوض پراکنده ایم و دلیل اینکه ما بیشتر اوقات موفق نمیشیم ااین است که ما با هم اتحاد و همبستگی نداریم.
سهرابی . به نظر شما در شرایط موجود برای برون رفت از وضعیت فعلی باید چکار کرد ، تا کارگران بتوانند با همبستگی و اتحاد طبقاتی به این شرایط اسفناک و غیر انسانی اعتراض کنند و بتوانند توانمند در مقابل حاکیمیت افسار گسیخته سیستم سرمایه داری در جهت دست یابی به منافع خود مبارزه کنند؟
خدری. پیشنهاد و راه کار من اینه که باید کار گران خود و نیروی خودشان را بشناسند. حق و حقوق خودشان را تشخیص بدهند و برای رسیدن به آن مبارزه کنند. برای رهائی از این بن بست ما کارگران باید با هم اتحاد و همبستگی داشته باشیم. یعنی در سایه اتحاد و همبستگی است که کارگران به حق و حقوقشان میرسند خارج از این اگر کارگران جدا از هم عمل کنند ما به چیزی دست پیدا نمیکنیم. تنها در سایه اتحاد، در سایه با هم بودن و در سایه آگاهی است که ما به حقوق خود می رسیم. کارگر باید به عنوان یک کارگر، به عنوان یک شهروند به حقوق خودش آگاه باشد. با اتحاد صد در صد ما موفق میشیم. اگر کارگر آگاهی طبقاتی داشته باشد، اگر منافع کارگری خود را بشناسد آگاهانه از آن دفاع خواهد کرد. اگر کارگر آگاه به منافع خود باشد قدمهایش استوارتر و منافع هم طبقهای خود را بهتر درک میکند و می تواند در راستای آن مطالبات، گامهای استوار و محکمی را بردارد.
سهرابی. با تشکر از اینکه در این گفتگوی صمیمانه و کارگری شرکت کردید . من هم به عنوان یک کارگر با حرف های شما موافق هستم و تنها با اتحاد و همبستگی و آگاهی طبقاتی است که ما میتوانیم به نیروی خود به این مناسبات خاتمه دهیم و دنیا ی متفاوتی را جایگزین کنیم، دنیائی فارغ از بردگی و کار مزدی ، دنیائی فارغ از استثمار و درندگی ، دنیا ئی شاد و زیبا که شایسته هر انسانی است. موفق و پیروز باشد. چون کارگران نساجی میخواهند به صورت راهپیمائی یه طرف استانداری حرکت کنند و برا ی اینکه ما هم بتوانیم با آنها هم گام شویم تا دیدار بعد این مصاحبه را به پایان میرسانم. به امید پیروزی طبقه کار جهانی.
21 شهریور 1387
دادگاهی افشین شمس به تعویق افتاد
طبق ابلاغ قبلی قرار بود افشین شمس ، "عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" که در 13 تیر ماه امسال به جرم فعالیت های کارگری دستگیر شده بود؛ در تاریخ 18 شهریور ماه در شهر اصفهان دادگاهی شود اما به بهانه نبودن قاضی پرونده این دادگاهی صورت نگرفت و همچنان وضعیت افشین شمس نامعلوم میباشد.
ما ضمن محکوم کردن این گونه دادگاهی های فرمایشی ،خواستار آزادی بی قید و شرط و فوری افشین شمس هستیم.
"کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری"
23/6/1387
اعتراض کنگرۀ اتحادیه های کارگری انگلستان (TUC) به دولت جمهوری اسلامی ایران
فعالان اتحادیه های کارگری محکوم به تحمل ضربه های شلاق شدند
مقامات ایرانی فعالان اتحادیه های کارگری را به تحمل ضربه های شلاق محکوم می کنند:
کنگرۀ اتحادیه های کارگری انگلستان (TUC)به اعتراض جهانی می پیوندد
کنگرۀ اتحادیه های کارگری انگلستان به کارزار جهانی ای که لیبور استارت برای مقابله با احکام سادیستی و وحشیانه به ضد فعالان اتحادیه های کارگری به «جرم» شرکت در تظاهرات ماه مه امسال و به ویژه محکومیت دو زن، سوسن رازانی و شیوا خیرآبادی، به راه انداخته، ملحق می شود. سوسن به نه ماه زندان و تحمل هفتاد ضربه شلاق و شیوا به چهار ماه زندان و تحمل پانزده شربه شلاق محکوم شدند.
افزون بر این آقای عبدالله خانی به 91 روز زندان و 40 ضربه شلاق و آقای سید غالب حسینی به 6 ماه زندان و 50 ضربه شلاق محکوم گشتند. از سوی دیگر، آقای خالد حسینی، فعال کارگری، به 91 روز حبس تعلیقی و 30 ضربه شلاق به خاطرتلاش هایش در حمایت از محمود صالحی که در آن زمان زندانی بود محکوم شد.
چهره ها را بینید و سپس اعتراض کنید
طی روز های اخیر ما عکس های سوسن و شیوا را دریافت کردیم. شما می توانید آن عکس ها را در نشانی اینترنتی www.labourstart.org/iran بینید و همچنین می توانید فوراَ پیام اعتراضی به دولت ایران بفرستید.
گنگرۀ اتحادیه های کارگری نامه ای به رئیس جمهور ایران فرستاده و رونوشت نامۀ ما به وزارت خارجه ارسال شده است.
متن نامۀ اعتراضی کنگرۀ اتحادیه های کارگری
رئیس جمهور گرامی احمدی نژاد
احکام اخیر به ضد فعالان اتحادیه های کارگری در ایران
شورای عمومی کنگرۀ اتحادیه های کارگری که 6.5 میلیون عضو اتحادیه های کارگری را نمایندگی می کند، نگرانی و انزجار عمیق خود را از محکومیت فعالان کارگری در جمهوری اسلامی ایران به تحمل ضربه های شلاق و زندان و نیزنیز نگرانی و انزجار خود از حکم اعدام فرزاد کمانگر به شما ابراز می دارد.
ما می دانیم که دادگاه جنائی سنندج شعبۀ 101 ، صرفاَ به خاظر شرکت در بزرگداشت اول ماه مه در این شهر، خانم سوسن رازانی را به تحمل 9 ماه زندان و 70 ضربۀ شلاق، خانم شیوا خیرآبادی را به 4 ماه زندان و تحمل 40 ضربۀ شلاق، آقای سید غالب حسینی را به 6 ماه زندان و 50 ضربۀ شلاق محکوم کرده است. افزون بر این آقای خالد حسینی، فعال کارگری، به 91 روز حبس تعلیقی و تحمل 30 ضربه شلاق به خاطر تلاش هایش در حمایت از محمود صالحی که در آن زمان زندانی بود محکوم شده است.
صدوراین احکام در مورد هر فردی که با ِاعمال حقوق اساسی بشر در فعالیت های مشروع اتحادیه ای شرکت می کند، انزجار آوراست. حکم شلاق زدن بیانگر مجازاتی ظالمانه و خوار کننده و به این عنوان نقض بیشتر حقوق آن کسانی است که محکوم شده اند و تقابل با قانون انسانی بین المللی به شمار می رود.
یک فعال دیگر، آقای افشین شمس در ژوئیۀ 2008 دستگیر شد. آقای شمس فعال کارگری، عضو «کمیتۀ هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری» و عضو «انجمن کاریکاتوریست ها» است. دستگیری ها و اتهامات دیگری به ضد فعالان کارگری و اجتماعی در ایران و نیز اخراج فعالان کارگری، از جمله حکم اخراج اخیر 9 کارگر عضو سندیکای کارگران اتوبوس رانی صورت گرفته است.
تکان دهنده تر اینکه ما اطلاع یافتیم دیوان عالی کشور در تاریخ 12 ژوئیۀ 2008 حکم اعدام آقای فرزاد کمانگر، معلم سابق کرد را که در یک دادگاه هفت دقیقه ای محکوم شده بود تأیید کرد. ما برآنیم که محاکمه ای به این کوناهی غیرممکن است بتواند با چیزی که قرابتی با معیار های پذیرفته شدۀ بین المللی محاکمۀ عادلانه داشته باشد صورت پذیرد. افزون بر این فرزاد کمانگر که که به عضویت در پ. ک. ک. متهم گشته به شدت به هنگام بازداشت شکنجه شده و از مراقبت پزشکی محروم بوده است.
حکومت شما اعتراض ها و درخواست ها از داخل و خارج را نادیده گرفته است. یک کمیتۀ پشتیبانی از انجمن های حرفه ای آموزگاران، همجنین شیرین عبادی برندۀ جایزۀ صلح نوبل در ماه ژوئیه برای حمایت از آقای کمانگر و تلاش برای تبدیل حکم اعدام او تشکیل شد. پس از نخستین نشست این کمیته سه آموزگار دستگیر و به بازداشتگاه امنیتی سنندج برده شدند. حسن قربانی و کاوه رستمی هنوز در بازداشت به سر می برند و احمد قربانی تنها پس از دو هفته با قرار وثیقه آزاد شد. ما گزارش هائی می شنویم که خانوادۀ کمانگر به طور مرتب از طریق تلفن وزارت اطلاعات و امنیت کشور مورد تهدید قرار می گیرند.
ما از دولت شما خواستاریم:
· پروندۀ فرزاد کمانگر مورد تجدید نظر قرار گیرد و در مورد اتهامات او و دیگر فعالان اتحادیه ای در بازداشت هستند اطلاعات روشنی داده شود؛
· حکم اعدام آقای کمانگر تغییر یابد؛
· شکنجه بی درنگ پایان یابد و آمران و عاملان آن تحویل عدالت شوند؛
· به آقای کمانگر بی درنگ امکان تماس بی مانع با خانواده و وکیلش داده شود؛
· به تهدید نزدیکان و حامیان او از جمله اعضای کمیتۀ «حکم اعدام فرزاد کمانگر را متوقف کنید»، پایان داده شود؛ و
· آزادی بی قید و شرط و فوری همۀ فعالان کارگری، از جمله منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران اتوبوس رانی تهران و حومه، تضمین گردد.
کنگرۀ اتحادیه های کارگری انگلیس قویاَ بر این باور است که حکومت قانون بین المللی به نفع همۀ ملت ها و همۀ خلق ها است. دستگیری ها و اقدامات سرکوبگرانۀ اخیر نشانگر یورشی شدید به جنبش مستقل کارگری در ایران و نقض آشکارتعهدات ایران، به عنوان دولت عضو سازمان بین المللی کار (ILO)، در زمینۀ احترام صادفانه به اصول آزادی تشکل و حق تشکل، پشتیبانی از آن حقوق و متحقق ساختن آنها است. ما از شما می خواهیم تعهداتی را که ناشی از عضویت ایران در سازمان بین المللی کار و در سازمان ملل در زمینۀ حقوق اساسی بشراست انجام دهید و باب مذاکرۀ واقعی در بارۀ دغدغه های فعالان اتحادیه های کارگری، از جمله معلمان را بگشائید.
ارادتمند
کی کاربری
معاون دبیرکل
رونوشت: رسول موحدیان سفیر ایران در بریتانیا